داشتم کمدم🗄 را مرتب میکردم که چشمم به چند تا کاغذ افتاد.
کاغذها را یکییکی چک کردم.
لابهلای مدارک دانشگاه و دستنوشتههای روزانه، یک پاکت نامه نظرم را جلب کرد.
رویش نوشته بودم:
فقــــط برای تــــــو.
شناختمش. عهدنامهٔ ترک گناهم با امامزمان بود.🥺
اشکهایم را پاک کردم و پاکت 📨را گذاشتم کنار عهدنامههای قبلی!
با خودم گفتم: بیخود نیست که ظهورش انقدر عقب افتاده! یار پای کار کم دارد...
😞😞
#امام_زمان | #داستانک
🍂اَلْلَّٰھُمـَّـ.؏َـجِّڸْ.لِوَلیِّٖـڪَ.اَلْفَــࢪَج
🤲