.
📌حضور قلب و نماز واقعی غیر از تمرکز بر معانی الفاظ است!
🎙علامه طهرانی
❇️در سفرى هم كه مرحوم مطهّرى به أعتاب عاليات مشرّف شدند، نشانى منزل آقا حاج سيّد هاشم را بنده به ايشان دادم ، و در كربلا دو بار به محضرشان مشرّف شدهاند، يكبار ساعتى خدمتشان ميرسند، و بار دوّم روز ديگر صبحانه را در آنجا صرف مىنمايند .
❇️مرحوم مطهّرى در مراجعت از اين ملاقاتها بسيار مشعوف بودند، و ميفرمودند: در يكبار كه خدمتشان بودم از من پرسيدند: نماز را چگونه ميخوانى ؟
❇️عرض كردم : كاملاً توجّه به معانىِ كلمات و جملات آن دارم !
❇️فرمودند: پس كِىْ نماز ميخوانى ؟! در نماز توجّهات به خدا باشد و بس ! توجّه به معانى مكن !
❇️انصافاً اين جملۀ ايشان حاوى أسرار و دقائقى است ، و حقّ مطلب همينطور است كه افاده فرمودهاند.
❇️چرا كه در نماز اگر انسان متوجّه معانى نماز شود كه مثلاً إِيّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيّاكَ نَسْتَعِينُ به معنى آنست كه : من فقط ترا عبادت ميكنم و از تو استعانت مىطلبم ، ذهن و فكر نماز گزار بدين حقيقت متوجّه بوده و از توجّه كامل به خدا غافل است ؛ درحالىكه بايد توجّه صد در صد به سوى خدا باشد و مخاطب فقط خدا باشد، و در اين صورت ديگر توجّه به معنى نيست مگر به نحوۀ آلى و مِرْآتى ، همچنان كه در نماز نبايد انسان توجّه به الفاظ و عبارات آن داشته باشد مگر توجّه آلى و مِرْآتى . زيرا اگر توجّه به الفاظ نماز از صحّت ادا كردن و تجويد آن و أداءِ از مخارج آن شود، ديگر آن نماز، نماز نيست ؛ نه توجّه به خداست و نه توجّه به معنى .
❇️ولى اگر توجّه به خدا شود و انسان در خطاب و مكالمهاش با خدا لحظهاى فرود نيايد، نه فكر الفاظ نماز را بنمايد و نه فكر معانى آن را، در اين صورت تمام الفاظ خود بخود به نحو آلى و مِرآتى يعنى با نظر غير استقلالى آمده و به دنبال ، جميع معانى نيز به طريق آلى و مِرآتى نه با نظر استقلالى آمده و همه به نحو صحيح و مطلوب ادا شده است بدون آنكه در توجّه تامّ به خداوند و حضور قلب خللى وارد آيد.
❇️مثلاً در همين مكالمات و گفتگوهائى كه ما شبانه روز با هم داريم ، و در سخنرانيها و خطابهها و مراجعات و فصل خصومتها و سائر امورى كه در آنها عنوان تخاطب و گفتگو است ، تمام توجّه ما به شخص مخاطب است نه به خطاب . آنچه در خطاب از مغز و انديشۀ انسان بر زبان جارى ميشود همهاش درست و صحيح است ، بدون اينكه ما توجّه به صحّت آنها داشته باشيم ؛ و اگر يك لحظه توجّهمان را به عبارات و مطالبى كه ردّ و بدل مىشود منعطف سازيم ، اصل توجّه به خطاب از ميان ميرود و در آن لحظه ديگر مخاطبى وجود ندارد.
❇️بزرگان فرمودهاند: جمع ميان دو لحاظ استقلالى و آلى نمىشود . اگر لحاظمان در نمازها مستقلاّ به خدا باشد حتماً به الفاظ و معانى آنها بايد آلى و غير استقلالى و تَبَعى باشد؛ و اگر لحاظمان را به الفاظ نماز و يا معانى آن مستقلاّ بدوزيم ، قهراً و اضطراراً بايد توجّهمان به خدا تبعى و ضمنى باشد نه استقلالى .
❇️من وقتى با شما سخن ميگويم و مثلاً ميگويم : آقا شما امروز مسافرت نكنيد، و در حرم امام رضا بمانيد! صد در صد توجّهم به شما و حقيقت شماست . اين را نظر استقلالى نامند. و البتّه اين معانى بدون غلط در ذهن من مىآيد و ذهن من الفاظى را متناسب با آن معانى استخدام ميكند و بر زبان جارى مىسازد، و بدون هيچ خطائى مُسَلسَلاً اين معانى و الفاظ استخدام شده و به شما براى إبراز و اظهار آن مقصود منتقل ميگردد. امّا اگر بخواهم معنى «امروز مسافرت نكنيد» را در ذهن بياورم و يا الفاظ آن را بخصوصه تصوّر نمايم ، ديگر مخاطب بودن شما از ميان ميرود و استقلال خود را از دست ميدهد؛ مگر ضمنى و تبعى و آلى و مرآتى .
❇️در نماز كه أهمّ امور است بايد انسان در حضور قلب به خدا منقطع باشد و هيچ خاطرهاى و انديشهاى از ذهن عبور نكند، و اين فقط در صورتى امكان پذير است كه جملات و عبارات نماز كه طبعاً حاوى معانى خود مىباشند بدون اندك توجّه به خود آنها در ذهن بيايد و بر زبان جارى شود. در اين صورت نماز، نماز است . يعنى مخاطب خداست ؛ حضور قلب با خداست . و گرنه حضور قلب با الفاظ و يا با معانى است ؛ و خداوند علِىّ أعْلى مهجور گرديده ، و فقط به نظر ضمنى كه در حقيقت نظر نيست به او ملاحظه شده است .
❇️بارى ، مرحوم حاج سيّد هاشم هم به مرحوم مطهّرى علاقمند شده بودند؛ و در سفر اخير حقير به شام كه حضرت آقا هم بدانجا براى زيارت مشرّف بودند، و اين سفر پس از شهادت آن مرحوم بود، براى اين ضايعه متأسّف بودند. رَحِمَ اللهُ الْغابِرينَ، و ألحَقَ الباقينَ بِهِم إنْ شاءَ اللهُ تَعالَى .
📚روح مجرد. ص ۱۶۱ الی ۱۶۴
🌐المرسلات، از مقدمات تا اجتهاد
https://eitaa.com/joinchat/912326691Cd7b7696c9b