در بسیج، یک شب من ، مربی آموزشیم را کنار کشیدم .آن موقع سیزده سالم بود گفتم آقا مرتضی شما آدم خوبی هستید و من به شما اعتماد دارم. یک چیزی میخواهم بگم ، فقط از شما میخواهم که به هیچ کس نگی . تاکید می کنم که نه به پدرم نه به مادرم ونه به برادرم نگویید.من اول فکر میکردم. گفتم آقا مرتضی شما آدم پاک و مومنی هستید، دعایتان هم مستجاب میشود.
دعا کنید ما شهید بشویم!🙌
آقا مرتضی همانجا چشمم پر اشک شد، رفت پشت چادرها و شروع کرد به گریه که این بچه در این سن و سال چقدر از امثال ما سبقت گرفته!🌹