درباره یوم الله پانزده خرداد:درصبح‌ عاشوراي‌42 كه‌ امام‌ خودرا براي‌ سخنراني‌ مهمّي‌ آماده‌ كرده‌بودند،يكي‌ از مقامات‌ ساواك‌ خودرا با امام‌ رسانده‌ وپس‌ از معرفي‌ خودگفت‌:من‌ از طرف‌ اعليحضرت‌ مأمورم‌ بشما ابلاغ‌ كنم‌ كه‌ اگر بخواهيدامروز در مدرسه‌ فيضيه‌ سخنراني‌ كنيد،كماندوها را به‌ مدرسه‌ مي‌اوريم‌وآنجارا بخاك‌ وخون‌ مي‌كشيم‌! امام‌ بدون‌ اينكه‌ خم‌ به‌ ابرو بياورد،فرمود:ماهم‌ به‌ كماندوهاي‌ خوددستور مي‌دهيم‌ تا فرستادگان‌ اعليحضرت‌ را ادب‌ كنند! آن‌ مأمور وقتي‌ اين‌ مطلب‌ را شنيد،چنان‌ دست‌ وپاي‌ خودرا گم‌ كرد كه‌نمي‌دانست‌ از كدام‌ راه‌ آمده‌ واز كجا بايد برود! امام‌ درقسمتي‌ از سخنراني‌ خود درآن‌ روزفرمودند:بدبخت‌!بيچاره‌!چهل‌ وپنج‌ سال‌ از عمرت‌ميره‌!يك‌ كمي‌ تأمل‌ كن‌!يك‌ كمي‌ تدبّر كن‌!..عبرت‌ ازپدرت‌ بگير! امروز بمن‌ خبردادند كه‌ عده‌اي‌ از وعاظ‌ وخطباي‌تهران‌ را برده‌اند سازمان‌ امنيت‌.وتهديد كرده‌اند كه‌ ازسه‌ موضوع‌ حرف‌ نزنند.از شاه‌ بدگوئي‌ نكنند.به‌ اسرائيل‌حمله‌ نكنند.نگويند اسلام‌ در خطر است‌ وديگر هرچه‌بگويند آزادند. تمام‌ گرفتاريها واختلافات‌ ما درهمين‌ سه‌ موضوع‌ نهفته‌است‌!(نهضت‌ امام‌ خميني‌ج‌1ص‌459) دوروزبعد شب‌ پانزده‌ خرداد42 نيمه‌هاي‌ شب‌ كماندوها بمنزل‌ امام‌حمله‌ كردند وابتدا چندنفر از علاقه‌مندان‌ به‌ امام‌را اذيت‌ كردند كه‌ ناگاه‌امام‌ درحاليكه‌ لباس‌ پوشيده‌ وعباي‌ خودرازير بغل‌ گرفته‌ بود ظاهرشدندوفرياد كشيدند:روح‌ اللّه‌ خميني‌ منم‌!چرا اين‌ بيچاره‌ اراكتك‌ مي‌زنيد؟اين‌ چه‌ رفتار وحشيانه‌اي‌ است‌ كه‌ بامردم‌مي‌كنيد؟چرا به‌ اصول‌ انساني‌ پايبند نيستيد؟اين‌ چه‌وحشيگري‌ است‌ كه‌ از شما سر مي‌زند؟ مزدوران‌ شاه‌ درحاليكه‌ سعي‌ مي‌كردند برخود مسلط‌ باشند،باصداي‌لرزان‌،مرتب‌ پاسخ‌ مي‌دادند:همه‌ ارادت‌ داريم‌!همه‌ مؤمنيم‌!كسي‌ رانمي‌زنيم‌! سپس‌ امام‌ راسوار ماشين‌ فولكس‌ واگن‌ كرده‌ به‌ تهران‌ بردند.(نهضت‌ امام‌خميني‌ ج‌1 ص‌471) وقتي‌ خبر توقيف‌ امام‌ به‌ مردم‌ قم‌ وتهران‌ رسيد،مردم‌ درحاليكه‌ اشك‌مي‌ريختند وبر سر مي‌زدند،به‌ خيابانها ريختند وحماسه‌ پانزده‌خرداد42را بوجود آوردند. در اين‌ روز،درقم‌ صدها نفر شهيد وزخمي‌ ودستگير شدند.درتهران‌ نيزمردم‌ تهران‌ بطرف‌ كاخ‌ مرمر تظاهرات‌ كردند كه‌ مورد حمله‌ مأمورين‌شاه‌ قرار گرفته‌ وچندين‌ هزار نفر بشهادت‌ رسيدند.دهقانان‌ پيشواي‌ورامين‌ كفن‌ پوش‌ بطرف‌ تهران‌ درحركت‌ بودند كه‌ مورد حمله‌ قرار گرفته‌وبطور دسته‌ جمعي‌ قتل‌ عام‌ شدند.... درشانزده‌ خرداد هم‌ اين‌ حادثه‌ تكرار شد ورقم‌ شهداء تهران‌ را تا پانزده‌هزار نفر تخمين‌ زده‌اند. با دستگيري‌ امام‌،علماء وروحانيون‌ علاوه‌ برصدور اطلاعيه‌،بطرف‌تهران‌ حركت‌ كرده‌ وآزادي‌ امام‌ را خواستارشدند.بعد از بيست‌ روز ازدستگيري‌ امام‌،ايشان‌ را آزاد كردند.وقتي‌ حادثه‌ عظيم‌ پانزده‌ خرداد رابراي‌ امام‌ بيان‌ كردند،بسيار متأثرشده‌ وفرمودند:خدا مي‌داند كه‌اوضاع‌ 15خرداد مرا كوبيد...تاملت‌ عمر دارد غمگين‌در مصيبت‌ 15خرداد است‌.