🔺چهارم ـ شخصيتسازي
طبق بيان قرآن كريم فرعون در مقابله با حضرت موسي عليه السلام كوشيد تا نخست از طريق ساحران (اعراف: 115 ـ 117 و شعراء: 34 ـ54) و سپس با استفاده از شخصيت بلعم باعورا4 (اعراف: 175 ـ176) موقعيت موسي عليه السلام را تضعيف كرده و جايگزيني براي آن حضرت عليه السلام بسازد كه از نظر او همتراز شخصيت موسي عليه السلام بودند تا از اين طريق به اهداف خود برسد. در صدر اسلام نيز دو نفر ادعاي نبوت كرده، تلاش كردند جايگزين آن حضرت شوند و قدرت را به دست گيرند.5
روشن است كه اين موضوع اختصاص به زمان موسي عليه السلام يا ديگر پيامبران نداشته، بعد از عصر پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و تا امروز نيز ادامه دارد و امثال «بلعم باعورا»ها و «ابوعامر»ها6 و «اميه بن ابيالصلت«ها7 علم و دانش و نفوذ اجتماعي خود را در برابر درهم و دينار يا مقام و يا به انگيزه حسد، در اختيار گروههاي منافق و دشمنان حق و فراعنه و بنياميهها و بنيعباسها و طاغوتها داده و ميدهند. در جهان معاصر نيز همين شيوه پيگيري شده و با اهداي جوايز بينالمللي چون صلح نوبل و حقوق بشر از طريق رسانهها، از افراد و جريانهاي معاند شخصيتسازي و الگوسازي ميشود.
🔺سه ـ تفرقهافكني
از روشهاي معمول دشمنان، ايجاد فتنه با تفرقهافكني در جامعه است. جنگهاي داخلي، اختلافهاي حزبي، طايفهاي، سياسي، ديني و مذهبي جامعه را در تنش قرار ميدهد و فرصتي براي سوءاستفاده دشمنان فراهم ميكند. پرواضح است كه ملت پراكنده و متفرق به قدرتي ضعيفتر و درهم شكنندهتر مبدل خواهد شد و چيره شدن بر آن، بسيار سادهتر خواهد بود.
بيشتر مفسران پيام آيه «اِنَّ هذِهِ اُمَّتُكُم اُمَّه واحِدَه» (انبياء: 92) را امر به اجتماع و اتحاد و نه تفرقه در دين و فرقه فرقه شدن مسلمين دانستهاند. (طوسي، بيتا، ج۲: ۵۴۶)
در آيات ديگر نيز فرقه فرقه شدن امت واحده، بر اثر اعمال تفرقهانگيز امتهاي پيشين نكوهش شده است (انبياء: 93 ـ 94 و مؤمنون: 53 ـ 54)؛ همچنين عامل ايجاد تفرقه، مشركان و انس و عادت به مظاهر، شرك دانسته شده است (شوري: 13). امروزه ايجاد اختلافهاي مذهبي و دامن زدن به اختلافهاي موجود نيز در ادامه همين راهبرد تفرقهافكني است. گاه نيز جامعه اسلامي بدون توجه به خواست دشمن، به خاطر هواپرستي عدهاي، دچار فتنه و تفرقه ميگردد.
در اين موارد، دشمن از بيرون، فتنه را سازماندهي ميكند. در قرآن كريم آمده است: «و از فتنهاي كه تنها به ستمكاران شما نميرسد، بترسيد و بدانيد كه خدا سخت كيفر است» (انفال: ۲۵). در حقيقت خاصيت حوادث اجتماعي چنين است هنگامي كه جامعه در اداء رسالت خود كوتاهي كند و بر اثر آن قانونشكنيها و هرج و مرجها و ناامنيها و مانند آن به بار آيد، نيكان و بدان با يكديگر در آتش آن ميسوزند و خداوند در اين آيه به همه جوامع اسلامي اخطار ميدهد.
ادامه دارد...
@amniatemeli