📗 داستان تخیلی ، هیجانی ، مبارزه ای 📙 دختران پوشیه پوش و پسر گربه ای 📘 فصل ۲ : امنیت ، قسمت ۷ 🌷 فرامرز گفت : 🐈 ممکنه بفرمائید کار ما چیه ؟! 🌷 سرهنگ حسونی زاده گفت : 🇮🇷 کار ما ، 🇮🇷 تامین امنیت مردم خودمان هست 🇮🇷 همانطور که مستحضرید 🇮🇷 تامین امنیت ، دو جوره 🇮🇷 امنیت داخلی و امنیت خارجی 🇮🇷 امنیت داخلی یعنی ؛ 🇮🇷 تامین امنیت مردم ، 🇮🇷 در داخل کشور خودمان هست 🇮🇷 که این امر مهم ، شکرخدا ، 🇮🇷 با وجود سپاه و بسیج و پلیس ، 🇮🇷 و با وجود مردم غیور ایران ، 🇮🇷 خیلی آسان و راحت است ‌. 🇮🇷 اما چیزی که سخت است ، 🇮🇷 حفظ امنیت خارجی است . 🇮🇷 یعنی دفع تهدیدات خارجی ، 🇮🇷 از کشور و مردم عزیزمان . 🇮🇷 ببینید مثلا چندین بار ، در ایران ، 🇮🇷 اغتشاشات و آشوب و فتنه ، 🇮🇷 به پا شد ، 🇮🇷 آن هم توسط دشمنان خارجی 🇮🇷 و با کمک خائنین داخلی . 🇮🇷 که از بیرون از مرزهای ما ، 🇮🇷 هدایت و کنترل می شدند 🇮🇷 مثل فتنه ۸۸ ، 🇮🇷 که به بهانه تقلب در انتخابات ، 🇮🇷 کشور ما را به جان هم انداختند 🇮🇷 که شکر خدا ، 🇮🇷 با کمک مردم ، جمع شد 🇮🇷 و آرامش دوباره به کشور ما برگشت . 🇮🇷 ما باید 🇮🇷 از تحرکات شیطانی کشورهای دیگر 🇮🇷 جلوگیری کنیم . 🇮🇷 باید از ورود سلاح ، بمب ، 🇮🇷 تروریسم ، موادمخدر ، 🇮🇷 و هر چیزی که 🇮🇷 به ضرر مردم و امنیت ایران باشد ، 🇮🇷 جلوگیری کنیم . 🇮🇷 نباید بگذاریم اینها وارد ایران شوند 🇮🇷 خلاصه کار ما ، 🇮🇷 بیرون از مرزهای ایران هست 🇮🇷 قبل از اینکه خطری یا تنشی ، 🇮🇷 مردم عزیز ما را تهدید کند ، 🇮🇷 ما باید آن را دفع کنیم . 🇮🇷 و اولین ماموریت ما ، 🇮🇷 فردا در کشور پاکستان خواهد بود . 🇮🇷 قرار است از مرز پاکستان ، 🇮🇷 سلاح وارد کشور ما بکنند . 🇮🇷 ما هم کاملا روی آنها مسلط هستیم 🇮🇷 اطلاعات دقیقی از آنها داریم 🇮🇷 فقط باید جوری آنها را بگیریم 🇮🇷 که بقیه گروه های خرابکاری نفهمند 🇮🇷 تا احساس خطر نکنند 🇮🇷 تا انشالله به موقعش ، 🇮🇷 آنها را هم در تله بندازیم . در مرز پاکستان ، دو ماشین به طرف مرز ایران ، در حال حرکت بود ناگهان ، در جا خاموش می شود راننده ، هر چه تلاش می کند نمی تواند آن را روشن کند از ماشین پیاده می شود کاپوت را بالا می زند دوستانش ، درون ماشین ، منتظر او هستند ، اما خبری از راننده نشد یکی دیگر پایین رفت او نیز نیامد نفر سوم رفت او نیز نیامد 🌟 افراد ماشین جلویی پیاده شدند 🌟 ناگهان پسر گربه ای ، 🌟 به طرف یکی از آنها پرید 🌟 انسان شد 🌟 و با ضربه ای او را بیهوش کرد 🌟 یکی از آنها می خواست 🌟 به طرف فرامرز شلیک کند 🌟 که ناگهان 🌟 اسلحه از دستش در می رود . 🌟 و به طرف دختر شگفت انگیز 🌟 پرواز می کند 🌟 فرامرز ، آنها را دستگیر می کند 🌟 و منتظر بچه های سپاه می شود 🌟 سمیه نیز ، در شهر کراچی پاکستان ، 🌟 مخفیانه وارد یک خانه شده 🌟 و در اتاق ها و حیاط آن خانه ، 🌟 دوربین مخفی 🌟 و میکروفون جاسازی نمود . ✍ ادامه دارد ... 🇮🇷 @amoomolla