🌹
داستان دختر پوشیه پوش 🌹
🌹🌹 قسمت ۴۵ 🌹🌹
🍎 پلیس ایران ،
🍎 طبق مختصات ردیاب سمیه ،
🍎 محل اختفای مرد آمریکایی را پیدا کردند
🍎 و با یک حمله همه جانبه ،
🍎 او و دوستانش را ، دستگیر کردند .
🍎 بعد از اعتراف آنها ، به خانه های دیگر او ،
🍎 حمله کردند و آنها را نیز پاکسازی نمودند .
🍎 سپس با کشور کویت و ترکیه متحد شدند
🍎 و با یک عملیات مشترک ،
🍎 همه افراد مرد آمریکایی را دستگیر کردند .
🍎 سمیه و دختران ایرانی را ،
🍎 در چند قفس کنار هم گذاشته شده اند .
🍎 و با تعجب به اطرافشان نگاه می کردند
🍎 با ترس و وحشت ، به دختران دیگری که ،
🍎 در قفس ها زندانی شدند ، نگاه می کردند
🍎 دخترانی که یا بی حال بودند
🍎 یا به یک نقطه ، خیر شده بودند
🍎 یا وحشیانه ، سر و صدا می کردند
🍎 یا مثل سگ ، پارس می کردند
🍎 بعضی از دختران نیز ،
🍎 دست و پایشان را قطع کرده بودند
🍎 و همه بدنشان را ،
🍎 با مواد پلاستیکی ژله ای ، پوشانده بودند .
🍎 بعضی از دختران نیز ، بدنشان سفت شده بود
🍎 و هر چقدر او را شکنجه می کردند ،
🍎 احساس درد نمی کردند
🍎 و...
🍎 دختران ایرانی ، از دیدن این صحنه ها ،
🍎 وحشت زده و ترسیده بودند .
🍎 چون فکر می کردند ، قرار است در آمریکا ،
🍎 خوشبخت شوند ، پیشرفت کنند
🍎 و به آرامش ابدی برسند
🍎 اما نمی دانستند با خون و شکنجه طرفند
🍎 نمی دانستند برای عذاب و واکسن آمدند
🍎 نمی دانستند قرار است
🍎 موش آزمایشگاهی آن وحشیان شوند
🍎 آنها خیال می کردند که آمریکا ، بهشت است
🍎 اما در ظاهر ، به یک جهنم شبیه تر است .
🍎 به خاطر همین ،
🍎 دختران ایرانی اعتراض کردند :
🌸 مگه قرار نبود ما خوشبخت بشیم ؟!
🌸 مگه قرار نبود به ما امکانات بدین ؟!
🌸 چرا مارو اینجا آوردید ؟!
🍎 اما آمریکائی ها ،
🍎 بی اعتنا به اعتراضات آنها ،
🍎 به کار خود ادامه می دادند .
🌹
ادامه دارد ... 🌹
✍ نویسنده : حامد طرفی
🔮
@amoomolla