آنچه نگفتم
مادرمان تنها بود! ایستاد تا برای همیشه تنها نامِ علی بالای مأذنهها بماند! جوان بود! خونش را، پای نهالی که پدرش کاشته بود، ریخت... تا درخت اسلام، جان بگیرد! و دلگیر بود! از همهی آنان که نمکخوردند... و در دشمنی، چیزی کم نگذاشتند!