🔺 خجالت نکش، گریه کن! 🔹 افلح نام یکی از غلامان امام باقر علیه‌السلام است که می‌گوید: یک سال به همراه امام باقر علیه‌السلام به سفر حج مشرف شدیم. به محض آنکه وارد مسجد الحرام شدیم و نگاه امام علیه‌السلام به کعبه افتاد، با صدای بلند، شروع به اشک ریختن کردند . 🔸 افلح به امام باقر علیه‌السلام عرض کرد: پدر و مادرم به فدای شما! مردم در حال نگاه کردن به شما هستند و این گریه‌های شما باعث جلب توجه آنها شده است. آیا ممکن است که کمی آرام‌تر گریه کنید؟ 🔹 امام باقر علیه‌السلام فرمودند: وای بر تو ای افلح! چرا نباید با صدای بلند گریه کنم؟ ممکن است در همین لحظه خداوند سبحان به من نگاه کند و نظر رحمت به من داشته باشد و باعث شود که من در روز قیامت از رستگاران شوم . 🔸 افلح می‌گوید: سپس امام علیه‌السلام حرکت کردند و مشغول طواف خانه خداوند شدند تا اینکه به نزد مقام حضرت ابراهیم علیه‌السلام رسیده و در آنجا به رکوع ایستادند. پس از آن، مدتی به سجده رفتند و وقتی از جا برخاستند، دیدم که محل سجده ایشان به دلیل اشک‌های فراوانی که امام علیه‌السلام ریخته‌اند، خیس شده است . 📚 پی‌نوشت: المالکی، ابن‌صبّاغ، الفصول المهمة، ج2، ص885، دار الحدیث. 📎 📎 📎 📎 🔰پایگاه خبری اندیشه معاصر : ┏━━━━━━━━━🇮🇷┓ 🆔 @andishemoasernews ┗🌸🍃 ━━━━━━━━━┛