اوشو؛ تمسک به بی نظمیهایِ دارای منشأ بشری،برای اثبات بی نظمی و توهم دانستن خدا!
هر چند این نظر متعلق به اوشو نیست و برهان نظم ابتدا مورد حمله هیوم قرار گرفت اما او مانند اوشو نظمِ مسلم عالم را انکار نکرد، بلکه ادعا کرد فرضیهی انتخابِ طبیعی داروین، میتواند منجربه نظم شود،بدون آنکه ناظمی در کار باشد؛ در مقابل عدهای با توسل به حسابِ احتمالات،ظهور نظم از بینظمی را نامحتمل شمردند
بعد از اسلتون،ریاضیدانِ آمریکایی، هویل اختر،فیزیکدانِ انگلیسی،محاسبه کرد که:«احتمال اینکه هزار آنزیم متفاوت، در طی چندین بیلیوم سال عمرِ زمین به نحوی درست گرد هم آیند که یک سلول زنده تشکیل شود یک در ده به توان چهل هزار است» در واقع برهان نظم در چند دهه اخیر به نحو دیگری مورد توجه قرار گرفته است
استدلال شده که بعضی از پدیدههای مشاهده شده در طبیعت بستگی بسیار ظریفی به نسبت قوت نیروهای مختلف طبیعت دارند. برای مثال ثابت شده که تشکیل ستارگان نتیجه تنظیمی ظریف بین قوت نیروی الکترومغناطیسی و نیروی گرانش است
اگر قوت نیروی گرانش به میزان یک در ده به توان چهل متفاوت با مقدار فعلی آن میبود ستارگانی نظیر خورشید ایجاد نمیشدند و زمینه بروز حیات به شکلی که میشناسیم نمی بود
🔹میگویند:ساختارهای فعلی جهان که اینقدر نسبت به مقدار ثابتهای طبیعت حساس است، نتیجه یک طراحی قبلی است و این انطباقها را فقط میتوان به خدا نسبت داد.هویل،اخترفیزیکدان معروف انگلیسی که از فرض وجود خدا پرهیز داشت،درباره این تنظیم ظریف چنین گفته: هیچ چیز به اندازه کشف تنظیم ظریف ثابتهای طبیعت،الحاد مرا نلرزانده است
https://eitaa.com/antihalghe