📝 نقد مقاله «آیینه عاشورا» نوشته محمدعلی طاهری
بسم الله الرحمن الرحیم
📌در این نوشتار قصد دارم به نقد مقاله آیینه عاشورا محمد علی طاهری بپردازم، اما قبل از آن نظر خوانندگان عزیز را به دو مقدمه مهم جلب میکنم تا بتوانند به دید روشنی از آنچه در پی خواهد آمد، دست یابند:
🔺1. تفکر التقاطی چیست؟
التقاط در لغت به معنای برچیدن و از زمین برداشتن است و تفکر التقاطی اصطلاحی است که به نحوهای خاص از اندیشیدن اطلاق میشود، اهل اندیشه و نظر این سخن را که "هر اندیشمندی شایسته است در حوزه تخصصی خود به اظهار نظر بپردازد" میستایند و معتقدند: "آنجا که مباحث رنگ تخصصی به خود میگیرد، باید از کارشناسان هر فن نظرخواهی کرد". ولی گاه در مقام عمل کسانی یافت میشوند که بدون توجه به قاعده عقلانی فوق در زمینههای گوناگون که قطعأ همگی آنها در حوزه تخصص ایشان نیست، به اظهار نظر میپردازد. اینگونه افراد از میان دیدگاههایی که در هریک از زمینههای مختلف ارائه شده، نظری را پسندیده و برمیگزینند و بدون توجه به زیرساختهای فکری دیدگاه گزینششده، مجموعهای از نظریات را به عنوان تفکر خویش انتخاب و به دیگران عرضه میکنند که گاه با اندکی دقت، ناهمگونی و حتی تناقض در میان اجزای این تفکر بهراحتی قابل شناسایی است.
به عنوان نمونه از مطالعاتی که در زمینه روانشناسی، جامعهشناسی، سیاست، حقوق، فلسفه، عرفان، دین و... داشتهاند، مجموعهای از نظریات که هریک برگرفته از گرایش خاصی است، فراهم میآورند؛ البته این مجموعه بر اساس سنجشهای دقیق و موشکافی در زیربناهای فکری نظریهها و درنظرگرفتن سازگاری و ناسازگاری آنها به دست نیامده، بلکه آنچه به مذاق این تدوینکننده خوشتر آمده، قبول شده و در کنار سایر نظریات قرار گرفته است.
بزرگترین اشکال اینگونه اظهارنظرهای غیرکارشناسانه، ناسازگاربودن آنها با یکدیگر است که به دلیل همین ناسازگاری در اجزاء یا حتی تناقض میان آنها نمیتواند مجمو عهای منسجم از افکار صحیح پدید آورد.
بنابراین "تفکر التقاطی" در اصطلاح عبارت است از مجموعهای از نظریات که از گرایشهای متفاوت و گاه متناقض برگرفته شده و در کنار هم گرد آمده است و چون بنیانها و زیرساختهای این گرایشها و نظریات ناهمگون یا در مقابل هماند (به عنوان نمونه، برخی برخاسته از مکاتب "انسانمحور یا اومانیسم"، برخی برخاسته از مکاتب "خدامحور"، برخی برگرفته از گرایش مبتنی بر "اصالت فرد"، برخی برگرفته از گرایشهای مبتنی بر "اصالت جمع"، پارهای برآمده از "لیبرالیسم" و سکولاریسم" و پارهای مبتنی بر "دینمحوری "هستند)، دارندگان تفکر التقاطی گاه به ورطه پلورالیسم و نظریه "همهصدقی ادیان و اندیشهها" درافتادهاند.
در جامعه اسلامی ما نیز بهویژه در قرن اخیر، این تفکر (تفکر التقاطی) میان کسانی که قوت فکر و قدرت تحقیق علمی لازم را ندارند، رایج شده است. کم نیستند کسانی که از یکسو مسلماناند و در مقام سخن حاضر نیستند دست از تمامیت اسلام و عقاید دینی بردارند، اما از سوی دیگر سخت شیفته نظریات دیگران در زمینههای مختلفاند و در عین حال نه در مسائل دینی تخصص لازم را دارند و نه در همه زمینههایی که در آن به اظهار نظر پرداختهاند.
🔺1-1. مفهوم "اجتهادبهرأی" در اسلام
در روایات اسلامی نیز تعبیری به عنوان "اجتهادبهرأی" وجود دارد که عبارت است از پیشداوری و تمایلات شخصی در استنباط.
انسان قبل از پژوهش در هر مسألهای ممکن است دارای یک سلسله پیشینه ذهنی و تمایلات شخصی باشد که اگر در مقام تحقیق آنها را کنار نگذارد، نتیجه بهدستآمده از پژوهش بالطبع ناب و بیپیرایه نخواهد بود؛ از این رو دخالتدادن برخی انگیزههای درونی مانند شهرتطلبی، کسب محبوبیت و جایگاه اجتماعی یا منافع شخصی در برداشت از دین که انسان را وامیدارد تا به گونهای احکام و معارف دینی را توجیه و تفسیر کند که در نهایت به نفع خواستههای نفسانی او باشد؛ نه برداشت بیطرفانه و حقیقتطلبانه از آن. نتیجه این اجتهادبهرأی، بدعت در دین و برداشت التقاطی از مفاهیم و منابع دینی است و این نظریات نوعأ از مکاتب و گرایشهای غیر دینی و یا حتی ضد دینی در ذهن فرد حاصل میآید؛ وگرنه اگر اینها نیز برآمده از دین و بخشی از آن بودند، هرگز نمیتوانستند با بخشهای دیگر در تنافی باشند.
🔺2-1. تفکر التقاطی و اجتهادبهرأی در اندیشههای طاهری
متأسفانه آقای محمدعلی طاهری دارای چنین تفکری است و این تفکر بهروشنی در کتابها و آموزههای کتبی و شفاهی ایشان در عرفان حلقه دیده میشود که جای بحث مفصل دارد. از آنجا که ایشان تخصصی در مباحث دینی و علوم اسلامی ندارد، واردشدن ایشان به این حوزه، این تفکر را در ذهن او ایجاد کرده و به برداشتهای غلطی از مفاهیم دینی دچار شدهاند (مانند واردشدن ایشان در حوزههای دیگر از جمله پزشکی، روانشناسی، عرفان،