ادعاهای عجیب « اکیست ها » 🔻
♦️ اکیستها بر این باورند که اکنکار جزو کهنترین آموزشها و تعالیم بشری است. آنها مدعیاند که این نوشتهها درون معبد کاتسوپاری نگهداری میشوند و دلیل این مدعا را نوشتههای نأکل دانستهاند. [1]
🔷 اینگونه سندسازی و تمسک به اوهام و نبودهها حکایت از بحران مستندسازی در این شبهآیین دارد. از نظر اکیستها هر آنچه در هستی است از اک پدید آمده و هستیاش تنها با حضور اک دوام مییابد...اک ریشه و بنیان حیات است. [2]
🔶 اک، کالبد تمام نشانههای حیات اعم از بصیرت معنوی، شادابی و طراوت است. [3]
🔷 در اینجا نیز فقط ادعاهایی مطرح شده است که اکنکار قادر نیست آنها را اثبات کند و در واقع سعی دارد بزرگنمایی و ادعاهای شگرف جایگاه دینی خود را اثبات نماید.
🔶 همچنین در نظر آنها اک، سرچشمهٔ تمام مذاهب است و تمام زندگی را در بر میگیرد؛ بنابراین طبق قانونی الهی، تمام مذاهب، دانشها و نوشتههای مقدس و نیز تمام قوانین زندگی از اک مشتق شدهاند.
🔷 استقلال ادیان از شبه آیینی چون اکنکار آنچنان روشن و مبرهن است که حتی خود اکنکار نیز آن را پذیرفته و سعی در نفی کلی ادیان داشته است.
🔶 اکنکار علاوه بر اینکه در بسیاری از مواقع به ردّ کلی ادیان میپردازد، آنها را ساختهٔ دست کل نیرانجان، شیطان، بشر و یا حتی زنان میداند. او مدعی است عوامالناس برای رفع مشکلات خود درصدد تدوین قانون و شرعیات برمیآیند.
🔷 آنها به دنبال کسانی میگردند که بتوانند این حاجت را برایشان برآورده سازند؛ بنابراین ادیان و مذاهب، ساخته و پرداخته میشوند تا بشر را سرگرم کنند. [4]
🔶 توئیچل مدعی است که فرقهها، ادیان و فلسفهها به این منظور تأسیس شدند که پیروانشان را متقاعد کنند پایهگذاران، چقدر بلندپایه و تزلزل ناپذیر بودهاند.
🔷 برای مثال برگسون، هگل، داروین، نیچه، سقراط، فروید، بیکن و بسیاری دیگر، همه ملعبهٔ دست شنوندگانشان بودند و شدیداً مایل بودند شنوندگان به آنها ارج و مقام و منزلت بخشند. [5]
🔶 وی همچنین مینویسد: «زنانِ طبقه زمینی، باعث و مسئول تشکیل ادیان و مذاهب هستند. به تعبیری، زنان یونان قدیم از زنان امروز که دم از تساوی حقوق و مقام اجتماعی با مرد میزنند، در وضعیت بهتری قرار داشتند.»[6]
🔷 بهواقع اگر ادیان و مذاهب از اک سرچشمه گرفته باشند باید نشئهای از حقانیت را درون خود داشته باشند و دستکم گوشهای از آنها به حقانیت منجر شود.
🔶 اما اینگونه منشأ تراشی برای ادیان، نشان از آن دارد که اکنکار استقلال آنها از اک را پذیرفته و بهناچار چنین منشأ سازیهایی را رواج داده است.
🔷 اکنکار مدعی است تعالیمش برای رهایی انسان از پیچیدگی ادیان و مسلکهای عرفانی دیگر است. تناقضگویی اکنکار از آنجا آشکار میشود که پال توئیچل در سخنی دیگر، درک و فهم اکنکار را ویژهٔ کسانی میداند که برگزیده شدهاند:
🔶 «معدود کسانی هستند که قادر به فهم و تشخیص نحوهٔ کارکرد اک باشند. حیطه [آن] اینچنین پرجلال و بینهایت پهناور است. انتخابشدگانِ اندکی که به سوی [آن] میآیند، در مقایسه با سایر طرق معنوی، در واقع سعادتمندترین پیروان به حساب میآیند.»[7]
🔷 در اکنکار باوری وجود دارد که طبق آن پاسخگویی به تناقضات و اشکالات، جایز نیست؛ چه اینکه کشف تناقض و اشکال، فعّالیتی ذهنی است و فعّالیت ذهنی از نظر اکیستها پذیرفتنی نیست و باعث گمراهی میشود.
♦️ ازهمینروی اکیستها و استادان واقعی اکنکار هرگز خود را ملزم به پاسخگویی به این تناقضها و یا اشکالها نمیدانند.