♦️ بسیاری از بی‌خدایان خود را نسبت به خداباوران کاملتر می‌بینند، به‌طوری‌که خود را ملزم به اثبات عقیدشان نمی‌دانند و بار اثبات و دلیل وجودیت خداوند را بر دوش خداباوران می‌اندازند. 🔷 برخی بی‌خدایان صاحب‌نام ازجمله برتراند راسل،کریستوفر هیچنز، دنیل دنت)، سم هریس و ریچارد داوکینز ، با استناد به آنچه جنبه‌های مضر آموزه‌ها و اعمال دینی می‌دانند به انتقاد از ادیان پرداخته‌اند. 🔶 معمولاً جدل بی‌خدایان با مدافعان دین بر سر این است که آیا ادیان منفعت خاصی برای افراد و جامعه دارند❓ 🔻 ابهام در تعاریف بی‌خدایی 🔷 تعریف بی‌خدایی را می‌توان بستگی به درجه و اهمیتی که فرد برای خدا و خالق قائل است، بیان کرد که چنین تعریف گسترده‌ای، نوزادان و کسانی که تا به‌حال در معرض ایده‌های خداباورانه قرار نگرفته‌اند را هم شامل می‌شود! 🔶 گاهی بی‌خدایی، نبود اعتقاد به وجود خدا و خالق تعریف می‌شود و گاهی بی‌خدایی، از زبان خداباوران تعریفی غیرازاین دارد. 🔷 مثلاً رومیان باستان، مسیحیان را متهم به بی‌خدایی می‌کردند زیرا مسیحیان، خدایان پگان (Pgana) را پرستش نمی‌کردند؛ اما این برداشت از آتئیست بازهم دچار پارادوکس است و آتئیست به کلی تعریف غیر از خود میگیرد. 🔸 انواع بی‌خدایی 🔹 بی‌خدایی عملی 🔸 بی‌خدایی نظری 🔷 در بی‌خدایی عملی یا همان آپاتئیسم (Apatyysm )، افراد مسائل و اتفاقات پیش‌آمده در زندگی و طبیعت را بدون دخالت خدا و الهیات می‌دانند. 🔶 طبق نگرش این دسته از افراد وجودیت خدا انکار نمی‌شود ولی در عین حال غیرضروری و بیهوده تلقی می‌شود. 🔷 ازگونه های بی‌خدایی عملی در جوامع علمی می‌توان به طبیعت‌گرایی (naturalism ) «متافیزیک» اشاره کرد. بی‌خدایی عملی درجات مختلفی را شامل می‌شود که عبارت‌اند از: 🔸 عدم انگیزه دینی و بی‌تأثیر خواندن نقش دین و خدا در رفتار 🔹 نادیده گرفتن خدا و دین در فعالیت‌های فکری و عملی 🔸 بی‌تفاوتی و نبود هیچ‌گونه علاقه به موضوع خدا و دین 🔻 بی‌اطلاعی از مفهوم خدایان 🔷 بی‌خدایی نظری (تئوریک) به ارائه دلایلی صریح علیه وجود خدا و خالق می‌پردازد و به دلایل رایج خداباوران پاسخ می‌دهد. بی‌خدایی نظری معمولاً یک هستی‌شناسی است. 🔶 این در حالی است که خداباوران دلایل محکم و متقنی مانند برهان امکان و وجوب، برهان صدیقین و ... برای اثبات خداوند آورده‌اند. 🔻 این نوع بی‌خدایی را می‌توان به دسته‌های متعددی تقسیم‌بندی کرد ازجمله: 🔹 وجودی 🔸معرفت شناختی 🔹 متافیزیکی 🔸منطقی ♦️ جمعیت شناسی بی‌خدایی 🔷 شمارش جمعیت بی‌خدایان جهان با ابهامات زیادی روبرو است. 🔶 افراد مختلف، بی‌خدایی و واژگان مشابه را متفاوت معنی می‌کنند و به این جهت تعیین مرزی بین بی‌خدایی، باورهای غیردینی، ادیان ناخداباور و باورهای معنوی دشوار است. 🔷 در بسیاری از این آمارگیری‌ها هستند افرادی که خود را ندانم‌ گرای بی‌خدا می‌نامند. 🔶 علاوه بر این، بسیاری از این آمارها افراد بی‌دین را شمارش می‌کنند، نه تعداد واقعی بی‌خدایان را. 🔷 به همین علت این دو را در یک گروه می‌گذارند. برای مثال تحقیقات نشان می‌دهند که سریع‌ترین نرخ رشد در بین گروههای اعتقادی مختلف در ایالات‌متحده برای گروه‌های «بدون دین» است. درحالی‌که «بی‌دین» انواع بی‌خدایان، ندانم‌گرایان و خداباوران را شامل می‌شود. 🔶 طبق نظرسنجی که در سال توسط موسسه یوروستات ،انجام شد، ۵۲ درصد از شهروندان اتحادیه اروپا اظهار داشتند: «بر این باورند که خدا وجود دارد» و ۲۷ درصد پاسخ دادند که «باور دارند روح و نیروی زندگی وجود دارد.» و ۱۸ درصد معتقد بودند«نه خدا، نه روح و نه نیروی زندگی وجود ندارد ». 🔷 نتایج حاصل از این نظرخواهی در کشورهای مختلف به‌طور گسترده‌ای متفاوت بوده.به عنوان مثال ۹۵% مردم مالت به پرسشی مبنی بر باور به خدا پاسخ مثبت دادند . 🔶 اما درصد کسانی که در کشور استونی به این پرسش پاسخ مثبت دادند تنها ۱۶% درصد بودند. بررسی‌های متعدد نشان داده‌اند سوئد یکی از بزرگترین کشورهای بی‌خدای جهان است. 🔷 در سرشماری که در سال ۲۰۱۱ در بریتانیا انجام شد حدود ۱۴٫۱ میلیون نفر یعنی یک‌چهارم کل جمعیت اظهار داشتند که بی‌مذهب هستند، این آمار نسبت به سال ۲۰۰۱ افزایش ۶٫۴ میلیون نفری داشته است. طبق محاسبه انجمن انسان‌گرایی بریتانیا (BHA) تا یک دهه دیگر مسیحیان در بریتانیا در اقلیت قرار خواهند گرفت.