#خاطره✨
|ارادتبهحاجقاسم|
حاجقاسم را خیلی دوست داشت. یک قاب عکس داشت که آن را روی کمد میگذاشت و هر روز به آن نگاه میکرد.
یک روز برای اینکه با او شوخی کنم آن قاب عکس را قایم کردم. وقتی دید عکس سرجایش نیست ، خیلی مضطرب شد و زمان زیادی را به دنبال آن گشت.
وقتی که از پیدا کردنِ عکس ناامید شد ، قاب عکس را نشانش دادم . خلاصه یک دعوای حسابی با هم کردیم...!
_بهروایتازرفیقِشهید