سرهنگیِ محجوب، مأخوذ به حیاتر از این حرف‌هاست و یکی از آثار جدید سوره‌مهر را به آقا معرفی می‌کند. کتاب «سیطره» که روایت نفوذ اطلاعات در کومله است. مأمور نفوذی اطلاعاتی ایران هفت سال آنجا مشغول بوده و حتی مسئول گزینش هم می‌شود. آقا از روی جلد نام نویسنده را می‌خوانند: «کیانوش گلزار راغب. آن دوست کردشان هم از دنیا رفت.» اشاره آقا به مرحوم سعید سعیدزاده است که دو مرتبه اسیر گروهک‌های ضدانقلاب شده بود و بعدها کتاب خاطراتش تحت عنوان «عصرهای کریسکان» با حمایت و راهنمایی مرتضی سرهنگی و نویسندگی آقای گلزار راغب منتشر شد. در ادامه با کتاب «یک محسن عزیز» روبرو می‌شوند. «یک محسن عزیز» زندگینامه داستانی شهید محسن وزوایی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام(ره) است. خانم فائضه غفار حدادی نویسنده کتاب هم حضور دارد. آقا به رو به خانم نویسنده می‌کنند و از متنی خبر می‌دهند که برای این کتاب نوشته‌اند و می‌پرسند که به دستش رسیده یا نه که با پاسخ منفی حدادی روبرو می‌شود. آقا در ادامه می‌گویند نکاتی در این کتاب درباره شخصیت شهید ذکر شده که فقط یک نویسنده خانم می‌توانست آنها را به تصویر بکشد. در این غرفه از میزان فروش آثار هم می‌پرسند. مدیر نشر توضیح می‌دهد که فروش آثار دفاع مقدس‌شان که البته وظیفه و ماموریت اصلی نشر هم محسوب می‌شود خوب است. ترجمه و کودک و نوجوان در کنار همه اینها اما تذکر و توصیه بعدی به مدیر و مسئولان نشر، مخاطب کودک و نوجوان است و اینکه این مخاطب هم فراموش نشود و البته با ادبیات بومی باید جذب شوند: «هنوز که هنوز است این داستان‌های خارجی مربوط به کودک و نوجوان بر مجموعه کارها غلبه دارد. این خیلی عیب بزرگی است!» کتاب‌های کودک و نوجوان و موضوع ترجمه یکی دو جای دیگر از جمله مصاحبه با خبرنگار صداوسیما هم تکرار شد: «روی مسئله‌ی کتاب کودک و نوجوان هم من تأکید دارم. خوشبختانه دیدم در چندین غرفه در این مسئله کار شده و باز هم من تأکید میکنم که برای کودکان، برای نوجوانان، هر چه میتوانند کتاب تهیّه کنند و ما را از کتابهای بیگانه بی‌نیاز کنند که بتوانیم با فرهنگ خودمان، با جهت‌گیری‌های خودمان و اهداف خودمان ان‌شاء‌الله کتاب در اختیار نوجوانان‌مان بگذاریم. این هم یک مسئله است.» ۱۴۰۲/۰۲/۲۴ موضوعی که در غرفه انتشارات علمی و فرهنگی هم مورد اشاره قرار گرفت وقتی که مسئول غرفه توضیح داد بنا دارند در حوزه زبان فارسی و جنگ تمدنی و همچنین توجه به نشر آثار ترجمه از زبان مبدا فارسی به سایر زبان‌های مفید فعالیت کنند‌. در پایان آقا در پاسخ به التماس دعای مسئولان نشر، برای آنها دعا می‌کنند و می‌گویند: « بالاخره کار را شما جوانها باید بکنید. این کشور به همت شما، به ابتکار شما، به نیروی جوانی شما احتیاج دارد.» سؤال اصلی آقا در یکی دو غرفه که کتاب‌های روانشناسی منتشر می‌کردند، ترجمه‌ای یا تألیفی بودن این نوع کتاب‌ها بود. پاسخ‌ بعضاً متزلزل ناشرها این بود که ترجمه‌ای است اما سعی شده محتوا را بومی کنند. حالا اینکه چقدر این سعی در واقعیت به نتیجه نیکو منتج می‌شود بحث دیگری است. واقعیتش هم همین است. وضعیت ترجمه از رهاترین بخش‌های نشر است. بی‌قانونی و نبود هیچ ضابطه مشخصی باعث شده که مسیر ترجمه تبدیل به بزرگراه چهار بانده‌ای شود که آثار خارجی براحتی و بدون هیچ هزینه‌ای ترجمه و منتشر شود. وضعیتی که در درازمدت دود آن به چشم تولیدکننده بومی محتوا می‌رود؛ چرا؟ چون سود این وضعیت به‌قدری هست که در درازمدت ناشر برای تولید اثر تألیفی نه هزینه تألیف بدهد نه تصویرگری! یک وضعیت به‌شدت اقتصادی! این وضعیت فقط توصیف وجه اقتصادی ماجراست وگرنه تأثیر فرهنگی، قصه غم‌انگیز دیگری دارد. این موج در حال حاضر به حوزه کودک و نوجوان رسیده و همان‌طور که آقا هم به آن اشاره کردند بر آن غلبه کرده. حالا و در این فضا بهتر می‌توان به التفات و توجه آقا به محمد میرکیانی و کاظم طلایی به‌عنوان نویسنده و تصویرگر ایرانی در غرفه انتشارات به‌نشر پی برد. جایی که بعد از صحبت درباره تقریظ بر کتاب تن‌تن و سندباد، میرکیانی سه جلد از مجموعه جدید خود را به آقا هدیه کرد و گفت این‌ها هم در ادامه همان مسیر تن‌تن است. این توجه ادامه همان نگاهی است که در اقتصاد هم در پی تکریم محصول و کالای داخلی است. تداوم همان نگاه است که باعث می‌شود در حوزه فکر و فرهنگ هم در پی محصول و تولید داخلی و بومی باشد تا کودک و نوجوان این آب و خاک در هوا و فکر بومی تنفس کند و قد بکشد. نمایشگاه کتاب خانه من است کتاب از شخصیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای جدا شدنی نیست. رهبر انقلاب اسلامی ادامه شخصیت همان نوجوان هفت هشت دهه قبل است که محل انس و آرامشش با کتاب و کتابخانه آستان قدس رضوی گره خورده بود.