اشعار "عاصی"
گر زبانم لال شد تعطیل شنبه، بعد از آن جای عاصی میشوم شمعون میان دوستان می رود فرهنگ اسلامی و ایرانی به باد می شود زرد و سیه رنگ قشنگ بوستان "عاصی" 😩😩😩