#سفرنامه_اربعین4️⃣1⃣
جمعهی خاص
✍نجمهصالحی
در میان جمعیت عاشق، با قلبی سنگین و چشمانی پر از اشک مقابل در ورودی حرم سیدالشهدا علیهالسلام ایستاده بودم. نمیتوانستم جلوی اشکهایم را بگیرم؛ غم غربت و غیبت امام زمان عجل الله فرجه، قلبم را شکسته بود.
در حالی که اغلب زائران مولا، با شور و شوق زیارت عاشورا یا زیارت وارث را میخواندند، احساس کردم که باید برای امام زمان عجل الله فرجه دعا کنم، تصمیم گرفتم دعای آل یاسین را بخوانم. با هر کلمهای که از دهانم خارج میشد، اشکهایم بیشتر و بیشتر جاری میشدند. با تمام وجود برای ظهور امام زمان عجل الله فرجه دعا میکردم و از خداوند میخواستم که هر چه زودتر یاران امام زمان را جمع کند و این انتظار طولانی را به پایان برساند.
در آن لحظات، احساس کردم که تنها نیستم، همسفر و همراهم نیز آل یاسین میخواند! وقتی از حسش گفت، متوجه شدم او نیز با شنیدن صدای روضهخوانی و حال و هوای غم و اندوه حاکم بر حرم اباعبدالله الحسین علیهالسلام، به غریب بودن امام عصر اندیشیده، اویی که هنوز تعداد یارانش برای ظهور تکمیل نشده است! وقتی "حسین این زمان مهدی است"، کاش بیشتر برای رسیدن به او و آمدنش، تلاش میکردیم!
"ای نبض آرزوی زمان! ثانیهها به صدا در میآیند و عجیب دلتنگیات را فریاد میزنند! در آ ز پرده
#غیبت، که سخت دلتنگیم!"
#کربلا
#غروب_جمعه
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
#اللهم_بارک_لمولانا_صاحب_الزمان
@astanehmehr