@atna_ir☀️ دوره جامع تدریس مجازی جلسه پنجاه و سوم (۹/۲) ✍️مدیریت میدان در عاشورا توسط امام حسین(ع) 🔷این قضیه برای صحنه عملیات، یک شکست بالا برای عمرسعد بود. عمرسعد گفت: صحنه را به هم بزن، چون سپاه عمرسعد در حال مسئله‌دار شدن است؛ چراکه اگر بچه را بگیرند، به فکر می‌روند که ما چرا اینها را می‌کشیم؟! 🔶حرمله از طرف خودش تیراندازی نمی‌کند. او از تیراندازهای ویژه عمرسعد و تحت امر اوست. وظیفه شرعی حضرت است که که بچه را ببرد تا برای او طلب آب کند. «من سمِع رجلا یُنادی یا لَلمسلمین فلم یُجِبه فلیس بمُسلم»(کافی، ج2، ص164). حضرت علی‌اصغر(ع) طلب آب می‌کرد و امام حسین(ع) می‌بیند این بچه با زبان بی‌زبانی می‌گوید العطش. حتی خود امام حسین(ع) هم لحظات آخر طلب آب کردند تا حجت تمام شود و بعدا نگویند حضرت یک کلمه به ما نگفت من تشنه‌ام و اینکه تشنه جان داد، تقصیر خودش بود. 🔷حضرت درواقع صحنه را مدیریت می‌کنند؛ ایشان آب را برای رفع عطش نمی‌خواهند. این مطلب قابل قبول است که اگر سپاه اسلام در نبرد با دشمن(کافر) دچار عطش شود، اما طلب کردن آب باعث شود عزت مسلمانان زیر سؤال برود، هرگز حق تقاضا وجود ندارد؛ اما در روز عاشورا داستان از این قرار است که طرف مقابل می‌خواهد حسین‌بن‌علی(ع) را به نام اسلام بکشد؛ یعنی طرف مقابل می‌گوید: أنا مسلم. مسلمان حق ندارد کسی را تشنه‌لب بکشد حتی کاقر را. قتل صبر حرام است. وقتی شخصی عطش دارد و تشنه‌لب سر بریده شود، این، قتل صبر خواهد بود که ممنوع است. پس حضرت طلب آب کردند تا بعدا نگویند که حضرت چیزی نگفت. 🔷حضرات معصومین(ع) در مورد امام حسین(ع) فرمودند: قتلوه صبرا. حتی خود دشمن هم نوشت که امام(ع) فرمود: اِسقُونی شربةَ من الماء؛ ولی دشمنان امتناع کردند. 🔶مدیریت حضرت مِن الله است. اگر این مدیریت الهی نبود، کربلا ماندگار نمی‌شد. در جریان حضرت علی‌اصغر(ع)، امام حسین(ع) به دنبال این نیست که همین الآن این مدیریت ایشان اثر کند و از طرف مقابل، عده‌ای برگردند؛ این ماجرای عاشورا اصلا برای آن زمان نیست. کربلا منطقه ای است که 5 کیلومتر در 5 کیلومتر وسعت دارد و در بیرون از این محدوده، این تفکر وجود دارد که حسین‌بن‌علی خارجی است و یزید و پدرش بر حق‌اند. حضرت می‌خواهند این حصار شکسته شود و یک پیام لا ریب فیه از این منطقه توسط خود شاهدین به بیرون برود. یک قسمت از کربلا را خود طرف مقابل بیرون برد. راوی می‌گوید: دیدم شخصی دم دارالاماره مدام پشت دستش می‌زند و می‌گوید: مَن أخسَرُ منی؛ چه کسی از من زیانکارتر است؟! راوی می‌گوید از او پرسیدم چه شده؟ گفت: به‌خاطر پول رفتم نوه رسول خدا(ص) را کشتم و الآن پولی هم به دست نیاوردم! خلاصه اینکه حرکت عاشورا مغیّر حرکت طرف مقابل بود. 🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی) 🇮🇷آموزشهای تمدن ساز ( روز های فرد در کانال اتنا) @atna_ir