عطرِظهورِمولا
🔺او می آید #او_می_آید #داستان_زندگی_امام_مهدی_عج_ ‼️‼️دوستان با کلیک بر روی هشتگ های بالا می توانی
🔺او می آید ‼️‼️دوستان با کلیک بر روی هشتگ های بالا می توانید قسمت های قبلی را بیابید👆👆 ‼️‼️ 👈قسمت هیجدهم/ادامه پدرت سرمشق توست 🔰🔰🔰🔰🔰🔰 ای دوست من می دانستم که تو با خواندن نامه امام من چنین عکس العملی نشان خواهی داد. اکنون امروز را تاریخ بگذار پس اگر من بعد از تاریخی که در این نامه آمده است زنده ماندم بدان که بر حق نیستم و اگر مردم در مورد کار خویش اندیشه کن. عبدالرحمان این روز راتاریخ می گذارد و از دوست خویش خداحافظی کرده و خانه او را ترک می کند. هفت روز می گذرد. قاسم بن علاء به خاطر تب شدیدی که به جانش افتاده است در بستر نشسته و پشت به دیوار دارد. پسرش حسن بن قاسم که مردی دائم الخمر و آلوده می باشد، در گوشهای از اتاق و نزدیک بستر پدر نشسته است. او عبایش را بر صورت افکنده و ساکت و خاموش است. عده ای از دوستان قاسم که در اتاق هستند آرام آرام اشک می ریزند و به پیر خویش چشم دارند. قاسم پشت از دیوار برداشته و سنگینی بدنش را بر دست ها تکیه می دهد و می گوید: -ای دوستانم در برابر خدا شفیعان من باشید... قاسم این جمله را دوبار دیگر تکرار می کند سپس مژگانش به لرزه در می آید. حدقه چشم هایش همچون غنچه گل لاله که پرپر شده باشد ورم کرده است. قاسم با آستینش بر چشم ها می کشد: خونابه ای همچون آبی که از گوشت می چکد،از چشم هایش بیرون می آید و بینایی؛ بینایی از دست رفته پس از سال های سال به چشم های او باز می آید! شگفتی در روزهای واپسین زندگانی روی داده است قاسم همه چیز و همه کس را می بیند! کسانی که گرد وجود او هستند، در حیرت غوطه ور می باشند و توان بر زبان آوردن هیچ سخنی را ندارند. 🔰🔰🔰🔰🔰🔰 او روی به فرزندش می گوید: این حسن نزد من بیا. سپس روی به دیگر یارانش گردانده و آنها را به اسم می خواند تا در کنار او جمع شوند. خویشاوندان و یاران قاسم مبهوت و حیران شده از چنین حادثه ای اطراف او جمع شده و به حدقه های چشمهایش که هر دو سالم هستند نگاه می کند. خبر خیلی زود در میان مردم پخش می شود و گروه های مختلف مردم به خانه اش می آیند تا با چشم خویش او را ببینند. او سپس کاغذی طلبیده و وصیت خویش را بر آن ثبت می کند. هنگامی که چهل روز از ورود پیک امام زمان به خانه قاسم بن علاء می گذرد وصبح طلوع می کند قاسم بن علاء از دنیا می رود. عبدالرحمان در این روز در بازارها سر و پای برهنه می دود و فریاد بر می آورد: وای که آقایم از دنیا رفت. 🔸🔻🔸🔻🔸🔻🔸🔻 او بانگ می زند: خدایا خدایا من چیزی دیده ام که اینها ندیده اند...! سپس شیعه شدن خودش را اعلام داشته و مردم را از رستگاری خویش آگاه می سازد و در همان روز بسیاری از اموالش را وقف امام زمان (عج) می سازد. چند روز بعد پیام تسلیتی برای حسن بن قاسم از سوی امام زمان(عج) می رسد. در آخر این پیام دعای امام زمان(عج) در مورد او چنین آمده است: «خداوند فرمانبرداری و طاعتش را به تو الهام کند و از معصیت و نافرمانیش تو را دور دارد! ما پدرت را سرمشق تو اعمال و کارهایش را الگو نمونه برای تو قرار دادیم... ⏪⏪⏪ ادامه دارد... برگرفته از کتاب او می آید/ رضا شیرازی/انتشارات پیام آزادی ↙️↙️↙️ @atr_ir