دید مولایش علی تنها شده خانه اش محصور دشمن ها شده بر دفاع شوهرش فردی ندید بین آن نامردها مردی ندید گفت باید پیش امواج خطر یار بهر یار خود گردد سپر من که تنها دختر پیغمبرم پشت این در پیشمرگ حیدرم فاطمه تنها طرفدار علیست در هجوم دشمنان یار علیست آن که باشد مردِ این سنگر منم اولین قربانی حیدر منم چشم پوشیدم زجان خویشتن ای مغیره هرچه میخواهی بزن این درِ کاشانه این پهلوی من این غلاف تیغ و این بازوی من من به جان زخم علی را می خرم گو چهل نامرد ریزد بر سرم گر برآید شعله از کاشانه ام یا که گردد قتلگاهم خانه ام گر شود پرپر زِ جورِ قاتلم غنچه ی نشکفته در باغ دلم گر رود از ضرب سیلی هوش من گوشواره بشکند بر گوش من گر شوم با کوه آتش روبرو یا رود مسمار در قلبم فرو گر رسد در پشت در جان بر لبم اُفتم از پا پیشِ چشم زینبم گرشوم در لحظه ی سقط جنین از جفای دشمنان نقش زمین باز می گویم به آوای جلی یاعلی(ع)و یاعلی(ع)و یاعلی(ع) ...