💞 هرشٖب به‌یاد توفقط مستانه هق‌هق میکنم رویایِ آغـوشِ تـو را مستِ شقایق میکنم با لَمس نبضِ دستِ تو قلبم دوباره می‌تَپد! تا که خیالت می‌رود.. میمیرم‌ و دِق میکنم آخر همین شبگریه‌ها روزی به دادم میرسد یکبارِ دیگر من تو را تسخیر و عاشق میکنم زُل می‌زنم بر ساعتم.. خوابیده بعد رفتنت این ساعتِ غم دیده را شادِ دقایق میکنم در امتدادِ نورِ تو ... تا پُشت شب‌ها میروم با تو سلامِ تازه ای بر صبحِ صادق میکنم عقلم به دل خندیده وُ گفته مگر دیوانه‌ای؟ روزی به همراهِ دلم.. خنده به منطق میکنم می‌آیی‌و این گونه‌ها خیسِ‌‌حضورت میشوند سر می‌نَهم بر دامنت سُجده به خالق میکنم 🌹🍃