بســم الـلـه الـرحـمــن الــرحـیـم ---------------------------------------- ---------------------------------------- 🖋️ «آه آه‌ شَوْقا اِلَی رُؤْیَتِهِ ... ---------------------------------------- وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَكَانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ ﴿سوره یوسف آیه ۲۰﴾ و او را به بهاى ناچيزى چند درهم فروختند و در آن بى‏ رغبت بودند ⤴️چقدر لحن اين آيه ملامتگر است... "يوسف" را فروختند كه هيچ، چقدر ناچيز فروختندش... چقدر بی ميل بودند به "يوسف شان"... آدم قلبش درد ميگيرد از اين نفهمی برادران "يوسف"... حواسمان هست؟ "يوسف"مان را چند فروخته ايم؟ به بهای خانه ای؟ شغلی؟ رتبه ای؟ قدرتی؟ علمی؟ ... چند...؟ می ارزد...؟ 🖋️"يوسف"مان را فروخته ايم به روزمرگی دنيا... وه كه چه ناچيز..." بثمنٍ بخسٍ..." 🔸حواسمان هست كه برادران يوسف، نانِ سفره شان هم از صدقه سر وجود با بركت "يوسف" داشتند و بی خبر بودند و عزيز مصر را دعا ميكردند... 🔸حواسمان هست كه همه ی هستِ ما ، همان "يوسف" ای است كه "نسبت به او بی اعتنا هستیم"؟ 🔸حواسمان به عاقبت برادران "يوسف" هست؟ ⌛اصلا از "يوسف زهرا" مان چه خبر...؟ ☀️امام علی (علیه السلام) آنجا که سخن از حضرت مهدی (علیه السلام) به میان می آید، به سینه خود اشاره کرده و آهی کشیده، می فرماید: «آه آه‌ شَوْقا اِلَی رُؤْیَتِهِ؛[۱] آه آه چقدر به دیدار او (مهدی) مشتاقم!» ☀️و در نهج البلاغه می فرماید: «أَلَا بِأَبِی وَ أُمِّی مِنْ عِدَّهٍ أَسْمَائُهُمْ فِی السَّمَاءِ مَعْرُوفَهٌ وَ فِی الْأَرْضِ مَجْهُولَه؛[۲] آگاه باشید! آنان که پدر و مادرم فدایشان باد، از کسانی هستند که نام آنها در آسمان معروف و در زمین ناشناخته است.» 🔸...«سُدَیر صیرفی» می‌گوید: به همراه «مفضّل»، «ابوبصیر» و «ابان» خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدیم و دیدیم كه آن حضرت بر روی خاک‌ها نشسته جامه‌ای خیبری، بی‌یقه و آستین كوتاه بر تن كرده و همانند مادر فرزند مرده در حال گریه و زاری است. سراسر وجود او را حزن و اندوه فرا گرفته بود؛ آثار غم و اندوه در صورتش ظاهر گشته بود؛ رنگ چهره او به كلّی دگرگون شده بود، سیل اشک از دل پر خون و قلب پر التهاب او برخاسته بود و بر گونه‌هایش فرو می‌ریخت و در این حال این گونه زمزمه می‌كرد: سيّدی غیبتک نفت رقادی و ضيّقت علیّ مهادی، و ابتزّت منّی راحه فؤادی... ای آقا و سرور من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده، عرصه را بر من تنگ نموده و آسایش و آرامش را از قلبم گرفته است...[۳] ---------------------------------------- ---------------------------------------- 📗📙[۱]-بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، جلد۵۱، صفحه ۱۱۵، ذیل روایت۱۳ 📗📙[۲]-نهج البلاغه، محمد دشتی، خطبه۱۸۷، صفحه ۳۶۸ 📗📙[۳]-كتاب الغیبه طوسی ؛ صفحه ۱۶۷