همه برداشت من از ماجرای تحریم‌ها و اقتصاد ایران این است که، اقتصاد ایران زیر فشار تحریم‌ها در برابر یک دو راهی قرار دارد که سیاستگذاران باید نهایتا یکی را انتخاب کنند: 1- اینکه با تن دادن به اصلاحات ساختاری و کنار گذاشتن فساد سیستماتیک به قیمت ایجاد نارضایتی در یک شبکه قدرتمند صاحب نفوذ داخلی که به افزایش ریسک سیاسی می‌انجامد. 2- وضع موجود و فساد سیستماتیک را برای راضی نگه داشتن یک طبقه قدرتمند صاحب نفوذ به هر طریق ممکن حفظ کند و هر طور شده دستش را به ریسمان برجام برساند تا بتواند روی معایب سرپوش بگذارد و یک دهه دیگر با همین ساختار ادامه دهد که این هم به کاهش مشروعیت نظام می‌انجامد. به بیان دیگر حکمرانی ایران در شرایط تحریم در برابر دو راهی معیشت اکثریت خاموش یا منافع نامشروع یک‌ اقلیت فاسد قدرتمند قرار دارد و تا به حال با قدرت و قاطعیت تمام گزینه دوم را انتخاب کرده و ترجیح داده کوچکترین جالشی برای منافع اقلیت قدرتمند ایجاد نکند و همه هزینه‌ها را روی دوش مردم انداخته. برجام تنها امید آنها برای ماست‌مالی کردن ماجراست و من عمیقا آرزو می‌کنم برجامی اتفاق نیفتد تا حاکمیت به جایی برسد که مجبور شود تصمیم اساسی‌تری بگیرد.