خوش آن روزی کاین قفس شکند، استخوانِ تن ِپر هوس شکند
به پرواز آید کبوتر دل در هوای حسین، ای خدای من
سرو تن باشد فدای حسین،
دل و جان مست ولای حسین
روم در نار بلای حسین
از برای حسین ای خدای من
دل و جان را خانه غم کن،
وجودم را غرق ماتم کن
چنان مستم کن که
جان بدهم در راه حسین ای خدای من
به جان داغی ز آن گلو دارم
به دل عمری آرزو دارم
ببّرد نای مرا دشمن
همچو نای حسین ای خدای من
به دل دارم مهر روی حسین
مرا عفوم کن به موی حسین
شفیع من آبروی حسین
ای خدای حسین ای خدای من
پریشانم یک نگاهم کن
یک نگاه بر روی سیاهم کن
ندارم کس آشنایم شو
شهیدم کن خون بهایم شو