دروفات حضرت فاطمهٔ معصومه سلام الله علیها دل گشته بیقَرارَت یا «حضرت معصومه» . 2 شد دیده اَشکبارَت «یاحَضرت معصومه» 2 مُرغ دلَم پَریده. سوی توپَرکشیده شدزائر مَزارَت یاحضرت معصومه توآمدی وقُم راباغ بهشت کَردی بامَقدَم بهارَت یاحضرت معصومه دورتوراگرفتَند بااحترام وعزَّت کَردندگُل نثارَت یاحَضرَت معصومه هَرکس پی تَبَرُّک باخود به اَرمَغان بُرد اَزخاک رَهگذارَت یاحضرت معصومه دوروبَرتوپُربود اَزخیل عاشقانَت گشتند خلق یارَت یاحضرت معصومه دیدی که اَشعَرییّیون اَزبَهرجانفدائی صَف بسته أند کنارَت یاحضرت معصومه گر چه نَشدمُیَسَّر بینی برادَرَت را باحال احتضارَت یاحضرت معصومه اَما شنیده أم که درلحظه های آخَر آمد رضا کنارَت یاحضرت معصومه دلها بسوزَدامشب چون شمع تاسحرگه اَزداغ بیشمارَت یاحضرت معصومه تاکه زپا فُتادی دیده بهَم نهادی واشد گره زکارَت یاحضرت معصومه خسروی فَر