💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 چوبه دارم روايت مي کنم قصه هجران حکايت مي کنم قصه دارم قصه از شهر جفا قصه اي از مردمان بي وفا کوفيان پيمان خود بگسسته اند دستهاي بي کسي را بسته اند کينه هاشان را به بار آورده اند يک مسلمان پاي دار آورده اند تا که آوردند نزديک منش حلقه افکندند دور گردنش با خودم گفتم عجب نوراني است چشم هاي او چرا باراني است در دل خود عالمي احساس داشت نسبتي گويا که با عباس داشت گفتم او را اي مسلمان کيستي گوئيا از اهل کوفه نيستي زير لب با خويش نجوا مي کني از چه هر دم رو به صحرا مي کني گفت من نغظ مروت کرده ام سرورم را کوفه دعوت کرده ام سيد و سالار اين عالم حسين کوفه دعوت کردمش با شور و شين کرده آن دردانه والا تبار با زن و فرزند عزم اين ديار من حسين ابن علي را بنده ام ليک از اين کار خود شرمنده ام هيچکس در کوفه اهل درد نيست هر چه گشتم شهرتان را مرد نيست کوفه پر شمر و سنان و حرمله است ميزبانيشان به سنگ و هلهله است خون به قلب هرچه مهمان مي کنند ميهمان را سنگ باران مي کنند هرچه مي گويند هاشا مي کنند گريه زن را تماشا مي کنند تا که از حيدر سخن آيد ميان خيزران گيرند در دستشان گوئيا با نسل زهرا دشمنند گوشوار از گوش طفلان مي کنند واي من اينجا همه بيچاره گيست قسمت زينب همه آواره گيست قد زنها را ز غم تا مي کنند خون به قلب ام ليلا مي کنند کوفه شهر گريه و بي تابي است سهم مرغان حرم بي آبي است کوفه شهر الفت و احساس نيست کوفه جاي حضرت عباس نيست **** حضرت مسلم (ع) روضه 🔻🔻🔻🔻🔻 🌐 https://www.beharalashar.ir 🔺🔺🔺🔺🔺 💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 @beharalashar