#حضرت_مسلم_بن_عقیل_ع
چاووش غم سروده لبم در عزای تو
نوشیده جرعه ی عطشی از بلای تو
دندان من شکسته ثناگوی تو شده
مرثیه خوان ماتم تشت طلای تو
گفتم شراره وار بگوش تنورها
نانش حرام، هر که نسوزد برای تو
@hosenih
در پیشواز حنجر تو ذبح می شوم
نالایقم که جان بدهم در منای تو
از تیغ کُند، آرزویم را سوال کن!
میخواستم که جان بسپارم به جای تو
بر بام عرش پا ننهم جز به این امید
نقاشی ام کنند مگر زیر پای تو
شاید هزار مرتبه، شاید که بیشتر
کشته مرا مصیبت و دلشوره های تو
دلواپسم که جان بدهی زیر آفتاب
گرمای رمل ها بشود متکای تو
روزی عصا به حرمت تو حمله می کند
ای آنکه عرش تکیه زند بر عصای تو
@hosenih
زلف تو را که شانه کند؟ پنجههای باد؟
در دست کیست حرمت زلف رهای تو؟!
پیراهن عفیف تو را گرگ می درد
بعدش حریرخون تو، گردد قبای تو
آغوش شهر کوفه که مهمان نواز نیست
آغوش گرم وا بکند بوریای تو
شاعر: حجت الاسلام
#محسن_حنیفی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e