#حضرت_زهرا_س_کوچه_بنی_هاشم
#زبان_حال_امام_حسن_ع
من و مادر و کوچه و اضطراب
دل آشوبه و بغض و رنج و عذاب
کسی آمد از نسل ابلیس ِ پست
جسورانه با کینهٔ بی حساب
@hosenih
سرِ مادرم داد زد پیش من
حیا داشت مادر؛ ندادَش جواب
غضب کرد و شد دستِ نحسش بلند
شد عالم به روی سر من خراب
بمیرم که زد سیلیِ بیهوا
به مادر! به آیینهٔ در حجاب
نوک پای خود ایستادم ولی
گذشت از سرم دست او با شتاب
چنان خورد که گوشواره شکست
گرفت از دو چشمم همین صحنه خواب
فدک غصب شد پاره شد برگهٔ
قباله به دستانِ مردی خراب
دلم خون شد از خندهٔ ممتدش
از آن دست سنگین، از آن آب و تاب
@hosenih
پس از گوشواره غرورم شکست
پس از آن غمی شد برایم نقاب
مرا میزد ایکاش تا مادرم...
نمیشد از این داغِ پنهانی آب!
شاعر:
#مرضیه_عاطفی
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e