❤️🍃 سلام بر هم گروه های عزیز درد دل با اعضای گروه درسن ۱۹ سالگی به شکل سنتی با آقایی که ۶ سال از خودم بزرگتر بود .ازدواج کردم توی یک اتاق ۱۲ متری پیش مادر شوهرم که اونها هم خودشون مستاجر بودن دریک اتاق دیگه شوهرم آموزگار روستا های خیلی دور بود. شنبه می رفت .پنج شنبه می آمد . پدر شوهرم مردی دوقطبی ومعتاد وخیلی بد اخلاق بود .هیچ وقت دوستش نداشتم . یک ماه بعد از ازدواج باردار شدم .وخداوند یک پسر سالم وخوشگل بهم داد.یک سال وسه ماه دیگه دوباره باردار شدم .وخداوند پسری خیلی زیبا با چشمان سبز وموی لخت خدا بهم دا د. بعد از چهلم بچه از خونه پدرشوهر رفتیم به شهر دیگه مستاجری سال تحصیلی که تمام شد .دوباره برگشتیم شهر خودمون رفتیم خونه پدرم وچهار سال اونجا موندیم . بعد باکمک پدرم یک زمین خریدیم .وساختیم پد رم یک فرشته آسمانی بود خداوند رحمتش کنه بهترین پدر دنیا بود. ورفتیم خونه خودمون زندگی کردیم .خودمم کم کم درس خوندم ودبیر شدم . ۱۷ سال بعد دوباره باردار شدم .وخداوند دوباره یک پسر بهمون داد. الان دوتا عروس دارم .ویک نوه متاسفانه نوه ام هفت ماه دنیا اومد .الان یک سال ونیمش هست نمی تونه بشینه وراه بره کار درمانی میبریم تمام غصمون شده این دختر کوچولو از تمام شما عزیزان می خوام با دلهای پاکتون دعا کنید .زودتر خوب بشه منم برای همه شما دعا می کنم الهی که همتون در دنیا وآخرت سربلند وعاقبت به خیر بشید. ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ سلام حبیبه خانم توخدااین پیام منوبزارگروه چون واقعاخیییلی اذیتم دوستان راهنماییم کنن ما۲تاخواهریم هردوخونمون تهرانه وقتی بخواییم بریم شهرستان ینی خونه مامان بابام یاخونه فامیل یااقوام خیییلی ناراحتم ینی تا۳روزاول خوبیم بعداون بیشتربه خواهرم احترام میزارن هیچی درددل زیادی بامن نمیکنه ینی میگن باهات راحت نیستیم درعوضش من خودم پیش هرکی میشینم زودسفره دلموپهن میکنم حتی حرف زندگیم هم میزنم اماکسی پیش من زیادحرف نمیزنه همه اونودوس دارن من که بهش حسودی نمیکنم خواهرمه ولی خیلی دلم براخودم تنگ میشه ینی بعضی وقتاگریه هم میکنم واسه خودم میگم چراهمه بااون راحتن حرف میزنن تازه من ازاونم بالاترم ازهمه لحاظ هم ازش خوشگلترم هم شوهرم ازاون بهتره ۲تاپسر۱۲ساله۴ساله دارم اون ی پسرداره مثلاکسی بخواددعوتمون کنه بگه بیایدسری بزنیدازفامیلای مامانم به اون زنگ میزنن توخواهرت بیایدبه اونم بگویامیریم همش بااون حرف میزنن حتی خانواده خودمم بیشتراونودوس دارن تامن چون ازرفتارشون میفهمم ولی به روخودم نمیارم حتی۱بارم نگفتم چرااینجوری میکنن فامیلایاخانواده خودم اینقددلگیرمیشم ولی پیش خودشون به روشون نمیارم تازه ازتهران میام کادو واسه همه میارم پول هم واسشون میفرستم واسه مامانم بابام ولی انگارن انگارهمون روزکه کادوهارومیگیرن خوبن بعداون دیگه تموم بچه هامودوس دارن ولی خودم دوس ندارن نمیتونم منم مثل خواهرم رفتارکنم چون من برون گرام ولی اون درون گرا هرچی باشه نمیگه من میگم احساس میکنم مال اینه که من تحمل ندارم حالاشماعزیزان میتونیدمنوراهنمایی کنیدکه من چکارکنم این خانواده ام بافامیلام منودوس داشته باشن ینی چجوری رفتارکنم که تودل بر باشم خواهش میکنم میخونیدجواب بدبدکسی که مشابه این دغدغه منوداره خیلی واسم مهمه ممنون ازتون منتظرجوابم 👇❤️ @adminam1400