🌱 در دارالسلام از خزائن نراقی نقل شده است: یکی از علما (امیرمحمد صالح خاتون آبادی داماد مرحوم مجلسی) در گذشته بود، شبی ایشان را در خواب دیدم. گلایه کردم که قرار بود زودتر از این به خواب من بیایی، اکنون یک سال از فوت شما می گذرد. گفت: گرفتاری هایی داشتم که اکنون نجات یافتم. سؤال کردم : بر شما چه گذشت؟ گفت: مرا در مقام خطاب الهی بازداشتند. ندا رسید: چه آورده ای؟ عرض کردم : عمرم را در تصنیف و تألیف احادیث و اختبار و تفسیر به پایان برده ام. خطاب رسید: صحیح است، ولی در اول کتابها نام سلاطین را می بردی و خشنود می شدی که مردم کتابها را ستایش و مدح می کنند. مدح مردم و رضای سلاطین، اجر و پاداش توست. عرض کردم : عمرم را درامامت نماز جمعه به سربردم. گفتند: آری همین طور است؛ ولی هر گاه نمازگزاران زیاد بودند، خوشحال و هر گاه کم بودند، ناراحت می شدی. این عمل نیز شایسته ما نیست. بالاخره هر چه عرض کردم رد شد تا این که همه حسنات خود را تمام کردم. در این هنگام خطاب رسید : تو نزد ما یک عمل مقبول داری. آن عمل این است که روزی یک گلابی در دستت بود، زنی بر تو گذشت، بچه ای پشت سرش بود، چشم آن بچه به گلابی افتاد و به مادرش گفت: گلابی می خواهم و تو آن گلابی را به دست آن بچه دادی، فقط برای خشنودی خدا. آن طفل خوشحال شد. خداوند به خاطر همین عمل از من در گذشت. 🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱 آیه اللّه محمّد هادی معرفت از فضلاء حوزه علمیّه قم از دورانی كه امام در عتبات تبعید بودند چنین می گوید: یك دفعه در محضر امام خمینی رحمه الله علیه نشسته بودیم . عدّه ای از ایران آمده بودند و برای ایشان سهم امام آورده بودند. پول زیادی بود. در همان جلسه می خواستند پول را به خدمت ایشان بدهند. آنها به امام گفتند: می خواهیم در محل یك مسجد بسازیم . اجازه بدهید مقداری از این پول را آنجا صرف كنیم . ایشان با كمال صلابت و سختی گفتند: ابداً اجازه نمی دهم ! آنها التماس می كردند. نوعاً انسان با كسی كه می خواهد پولی بدهد تند نمی شود ولی امام تند شدند. فرمودند: جزء شئون اسلامی مسلمانان هر منطقه است كه برای خودشان مسجدی بنا كنند. این از شئون اسلامی مسلمانان است . مسلمانانی كه در مكانی زندگی می كنند نباید مسجد داشته باشند؟ آیا مهری را كه می خواهی داخل جیب بگذاری وبا آن نماز بخوانی باید من بخرم ؟ تو می خواهی نماز بخوانی ، باید مهرش را هم خودت بخری . در یك منطقه ای كه عدّه ای مسلمان هستند نیاز به مسجد دارند. من از سهم امام چطور اجازه بدهم كه شما در شئون زندگی خودتان مصرف كنید؟ بالاخره امام به آنها پول ندادند. آن وقت فرمودند: آری ! اگر یك منطقه ای فرض كنید بهایی نشین باشد كه مسجد ساختن در آنجا برای دعوت به دین است ، تبلیغ دین است آن حسابش جداست. 🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱 یكی از خصوصیّات حاج آقا مصطفی خمینی (ره) كه كمتر گفته شده ، این بود كه ایشان به پیاده روی كربلا در تمام زیارت های مخصوصه امام حسین علیه السلام مقیّد بود. در سال معمولاً چند مناسبت بود (15 شعبان ، عرفه ، اربعین ، اوّل رجب ، نیمه رجب) كه مردم از نجف به كربلا پیاده می رفتند و ایشان هر سال در چند مناسبت پیاده به كربلا می رفتند. گاهی می شد كه كف پای ایشان تاوَل می زد و خونابه از آن راه می افتاد و كاملاً مجروح می شد ولی باز به راه رفتن ادامه می داد. شخصی بود به نام شیخ جعفر كه همیشه پس از نماز امام خمینی (ره) در مسجد معروف به شیخ ، چند جمله ای ذكر مصیبت آقا اباعبداللّه الحسین علیه السلام می نمود و روضه می خواند. حاضران چندان اعتنایی نداشتند و كم كم متفرّق می شدند و می رفتند ولی تنها كسی كه مقیّد بود تا آخر بنشیند و روضه او را گوش دهد مرحوم حاج آقا مصطفی بود. حتّی گاهی می شد فقط ایشان در مسجد باقی می ماند و به روضه شیخ جعفر گوش می داد و اشك می ریخت . ایشان مقیّد بود كه در مجالس عزاداری كه دوستان در منازل یا مجاسد برقرار می كردند شركت كنند. خودشان هم هر صبح جمعه روضه ای داشتند و گاهی می شد روضه خوان تنها یك نفر مستمع داشت كه او خود آن مرحوم بود. آنچه برای او اهمیّت داشت عزاداری برای آقا ابی عبداللّه علیه السلام بود. اِذا جاءَ المَوتُ بِطالِبِ العِلمِ ماتَ وَ هُوَ شَهیدٌ: هرگاه مرگ جویای علم و دانش فرا رسید شهید می میرد. (حضرت محمد صلی الله علیه و آله نهج الفصاحه) داستانهايي از علما/عليرضا حاتمي ᯽────❁────᯽ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@azsargozashteha 📚🖌 ᯽────❁────᯽