#همسرداری 🌿
. نباید اینطور میشد به ما گفته بودند بعد از عقد مهرتان به دل هم میافتد ولی تا الان احساس ما هیچ تغییری نکرده است و همچنان همان احترام و حسی را داریم که قبل از ازدواج داشتیم؛ حسی که من به نازنین دارم مانند حسی است که به خواهرم دارم و این حس تغییری نمیکند و اگر قرار بود تغییر کند تا به حال کرده بود.» نازنین هم حرفهای رامین را تایید کرد و گفت که به رامین همانند برادرش نگاه میکند.سمت و سوی صحبت را به این مسیر بردم که آیا واقعا نمیشد با بهکارگیری رفتار جراتمندانه و پافشاری بر آن جلوی این وصلت را گرفت؟ آیا نمیتوانستند زیر بار این ازدواج نروند؟ البته بیشتر روی سخنم با رامین بود چون شاید این کار برای یک دختر در فرهنگهای سنتی خیلی سخت باشد ولی یک پسر قدرت بیشتری دارد و شاید بهتر بتواند روی نظر خودش پافشاری کند. رامین پاسخ داد: «مدتی هست که خودم هم به این نتیجه رسیدهام که باید در همان زمان به هر قیمتی شده نمیگذاشتم این ازدواج صورت گیرد و الان هم خودم پشیمانم و هم برای نازنین ناراحتم اما به هر صورت الان به دنبال کمک هستیم تا بتوانیم از هم جدا شویم.»
چرا این اتفاق افتاد؟ ❌
از 2 جهت میتوان این قضیه را بررسی کرد؛ یکی اینکه والدین آنها فراموش کردند فرزندان ما امانتی هستند که در زمان کودکیشان موظفیم از آنها مراقبت و نگهداری کنیم همانطور که والدینمان از ما مراقبت کردند اما ما مالک فرزندان خویش نیستیم و بهتر است با شعار من صلاح تو را بهتر می دانم دست به کنترل آنها نزنیم. رامین و نازنین از این کنار هم بودن عذاب میکشند زیرا نتوانستد خود را در قالب نقشی که والدینشان به آنها تحمیل کردند قرار دهند توجه داشته باشیم که انسان موجودی است صاحب اختیار و نباید به خود اجازه دهیم اختیار زندگی کسی را به دست بگیریم.مورد دیگر خود نازنین و رامین است. آنها با مهارتی به نام رفتار قاطعانه یا جراتمندانه آشنایی نداشتند زیرا مثل اکثر افراد تصور میکردند 2 راه برای حل اختلاف بیشتر وجود ندارد؛ یکی رفتار پرخاشگرانه و دیگری رفتار منفعلانه اما در حقیقت اینطور نیست. در رفتار قاطعانه ما میتوانیم بر خواسته معقول خویش اصرار و پافشاری کنیم، توضیح داده و استقامت به خرج دهیم و در صورت لزوم از حمایت و کمک قانون بهره ببریم.در موضوع این زوج همانطور که ملاحظه کردید هر دو نفر منفعلانه عمل کردند و با بررسیهایی صورت گرفته مشخص شد از حداکثر توانشان برای انجام ندادن آنچه نمیخواهند کمک نگرفتند. وقتی مشاهده کردند حرفشان خریدار ندارد تسلیم شدند و هم اکنون بسیار نادم و متضرر هستند. هدف بیاحترامی به بزرگترها نیست بلکه آزاد بودن برای انتخابی مهم است ما در زندگی برخی از عوامل و فاکتورها را انتخاب نمیکنیم مثلا ما انتخاب نمیکنیم در کدام شهر یا کشور به دنیا بیاییم ولی برخی دیگر از موارد را باید با درایت و دقت انتخاب کنیم مانند رشته تحصیلی، محل زندگی، دوست و همسر بنابراین بهتر است به خود و حق انتخاب خویش بیشتر احترام بگذاریم و توجه داشته باشیم که هر کدام از ما یک هویت منحصر به فرد داریم که باید آن را حفظ کنیم.
داستان های واقعی از عشق های باورنکردنی ❤️
پسری به نام اشکان برای مشاوره ازدواج به کلینیک مشاوره مراجعه کرد و خانم منشی گفت که پسر جوان با خواهر بزرگترش برای مشاوره آمده است. اما آن خانم، خواهر پسر نبود بلکه فرد مورد نظر او برای ازدواج بود. اشکان 24ساله و مهندس الکترونیک بود و از سربازی نیز معاف شدهبود.
پسری که میخواهد با خانمی 15 سال بزرگتر از خود ازدواج کند
خانمی که همراه او بود 39 ساله و البته خانمی زیبا بود که قبلا ازدواج کرده و از همسرش جدا شده بود و یک دختر 8 ساله نیز داشت. هدف آنها از مراجعه به مرکز مشاوره این بود که اولا خانوادههایشان را راضی به ازدواج کنند و از من خواستند تا با خانواده هر دو طرف صحبت کنم و ضمنا خواسته پسر این بود که فرزند خانم توسط خانوادهاش نگهداری شود یا به مراکز نگهداری شبانهروزی فرستاده شود. بیشتر مواقع وقتی پسری قصد ازدواج با خانمی بزرگتر از خودش را دارد حتما خانم سطح مالی خوبی دارد اما در مورد این فرد اوضاع کاملا عادی بود و خانم سطح اقتصادی خاصی نیز نداشت که عاملی برای ترغیب اشکان برای ازدواج با او باشد.
#ادامه_دارد
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽