1_5566800862891737093.mp3
4.85M
بند1⃣ داره از حیدر نشونی قاسم سرداره تو نوجوونی قاسم لرزه میفته به قلب دشمن میخونه ان تنکرونی قاسم تو رگهاش خون حیدر داره باید گفت قاسم کراره دشمن با اولین تکبیرش فهمید این آخرین اخطاره قاسم اومده الله اکبر شورش بی حده الله اکبر دشت کربلا دریای خونه بس که سر زده الله اکبر یاقاسم یابن مجتبی بند2⃣ راه فراری نداره دشمن انگار حسن رو دوباره دیدن با هر یه ضربش یه تن شد بی سر با هر یه ضربش عمو گفت احسنت شاگرد اول عباس رو اسم مرتضی حساسه دقت ضربه هاشو ازرق بهتر از هر کسی میشناسه گردن میزنه از خصم حیدر میخونه رجز با اسم حیدر قرص ماه اما هیبت داره روح مجتبی در جسم حیدر یاقاسم یابن مجتبی بند3⃣ واسش شهادت مثل شهد شیرین از جون گذشت اما نگذشت از دین نگذاشت برن سمت خیمه میگفت باید که از رو جنازم رد شین شمشیره تو هوا سر مستش میچرخه وقتی توی دستش هم رزمش خود عزرائیله ایول الله داره ضرب شصتش طوفان کرده با رقص شمشیرش احلی من عسل درس تفسیرش سر از پا نمیشناسه توو میدون حتی شد زره دست و پا گیرش یاقاسم یابن مجتبی شعر: ایمان عاقل و احسان نوری سبک: مهدی زهدی