۹۷ با همه ی درد دلم آمدم خسته و زار و خجلم آمدم گم شده ای بودم و پیدا شدم من که اسیر تب دنیا شدم آمده ام راه بده سائلم سائل بیچاره ام و غافلم آمده ام با دل زشت و سیاه آمده ام تا که بگیرم پناه باز کن این باب و عطایی بده بر من بیچاره نوایی بده باز کن این باب و مرا هم بخر در صف عشاق مرا هم ببر باز کن این باب گدایم گدا سائل افتاده ی بی دست و پا یارب اگر از گنهم نگذری از دل و روی سیهم نگذری وای من و وای من و وای من وای به حال من و فردای من وای اگر روز جزا سر رسد روز جزای عمل خوب و بد نامه ی من دست چپم آید و آن ملک از دور سویم آید و با غل و زنجیر ببندند و بعد از جلوی موم بگیرند و بعد وای یکی نیست نجاتم دهد نیست یکی تا که براتم دهد عاشق نام علی ام الامان عبد و غلام علی ام الامان گریه کن شاه بلایم امان در به در کرببلایم امان ♨️سبک و شعر بابُ الحَرَم در https://eitaa.com/babollharam