🔹
نقدى از نظرگاه تشيع(۲)
۲- توقيع امام عليه السلام به چهارمين نائب خود «ابوالحسن على بن محمد سمرى» در آستانۀ مرگ اوست. كه از «شيخ صدوق» (١ ) روايت نمودند كه «حسن ابن احمد» مكتب گفت: در سالى كه ابوالحسن على بن محمد سمرى وفات يافت، من در بغداد بودم. چند روز پيش از رحلتش بخدمت وى رسيدم. ايشان توقيعى كه از ناحيۀ مقدسه صادر شده بود براى مردم چنين خواند:
بسم اللّٰه الرّحمن الرّحيم
(اى على بن محمد سمرى! خداوند پاداش برادرانت را در مرگ تو بزرگ گرداند؛ چرا كه تو تا شش روز ديگر خواهى مرد. پس به كارهاى خود رسيدگى كن و به هيچ كس به عنوان جانشين خود وصيت منما كه غيبت كامل واقع شده است. من آشكار نمىشوم مگر بعد از اجازۀ پروردگار عالم و اين بعد از گذشت زمانها و قساوت دلها و پر شدن زمين از ستم خواهد بودو عن قريب در ميان شيعيان كسانى پيدا مىشوند كه ادعا مىكنند مرا ديدهاند. آگاه باش كه هر كس پيش از خروج سفيانى و صيحۀ آسمانى ادعا كند كه مرا ديده است، دروغگو است و افترا مىبندد. و لا حول و لا قوة إلاّ باللّٰه العليّ العظيم.)
حسن بن احمد بن مكتب گويد، از روى اين توقيع نسخهها نوشتيم و از نزد وى بيرون آمديم؛ چون روز ششم شد، نزد وى باز گشتيم، ديديم در حال جان دادن است، به او گفتند: جانشين شما كيست؟ گفت: خدا را امرى است كه خود رسانندۀ آن است، و جان داد.
«مجلسى» در كتاب: «بحار الأنوار» ذيل اين توقيع، عقيدۀ شيعۀ اماميه را چنين نگاشته است: «لعلّه محمول على من يدّعى المشاهدة مع النيابة و إيصال الأخبار من جانبه عليه السلام إلى الشيعة، على مثال السّفراء لئلّا ينافي الأخبار التى مضت وسيأتي فيمن رآه عليه السلام - و اللّٰه يعلم» (۲) اينكه مىفرمايد كسانى پيدا مىشوند و ادّعا مىكنند مرا ديدهاند شايد مقصود از روايت فوق كسانى باشند كه ادعا مىكنند حضرت را ديده و از جانب وى نيابت دارند، و مىخواهند مانند سفراء اخبار آن حضرت را به شيعيان برسانند.
تا بدين ترتيب با اخبارى كه سابقاً گذشت كه افراد زيادى حضرت را ديدهاند، منافات نداشته باشد، عنقريب هم در باب كسانى كه آن حضرت را در زمانهاى متأخر ديدهاند بازخواهد آمد و خداى داند.
و از «شيخ محمد بن محمد نعمان» و «حسين بن عبيداله غضايرى» در كتاب «غيبت» شيخ طوسى، روايت شده است: هنگامى كه وفات ابوالحسن سمرى فرا رسيد، شيعيان نزد وى اجتماع نمودند و من از او پرسيدم: وكيل بعد از شما كيست و چه كسى بايد جانشين شما باشد؟ او سخنى در اين باره اظهار نداشت و گفت: «انّه لم يؤمربأن يوصى إلى أحد بعده في هذا الشأن» (۳) من مأمور نيستم كه كسى را بعد از خود به عنوان نايب امام به مردم معرفى كنم. و «امام صادق عليه السلام » فرمودند:
«يغيب الباب الثانى عشر بغيبة الإمام الثانى عشر» غايب مىشود باب ثانى عشر به غيبت امام دوازدهم. (۴) بدين مبادى و اصول، در غيبت كبرى، مقام بابيت مسدود، و رجوع به «علماء»در امر دين مفتوح گرديد.
با اين اعتقاد و با اينكه مشايخ شيخيه، احاديث مذكور را كراراً مورد تأكيد خاص قرار دادهاند و بىآنكه آن احاديث را تأويل و يا تعبير و تفسيرى كنند، يكباره از اصل موضوع بريده و عنوان بابيت مىكنند؟!
📗(۱)تحفۀ قدسى در علائم ظهور مهدى موعود عليه السلام ، ص ٢٣١، «بحار الانوار»، ج ۵٣، ص١٨١
📗(۲)بحار الانوار، ج۵٢، ص١۵١، و ترجمهى فارسى آن توسط آقاى دوانى، ص٩٢٩
📗(۳)تحفۀ قدسى ترجمۀ «غيبت»، شيخ طوسى، ص ٣١٠، و «بحار الانوار» ج ۵١، ص ٣۶٠.
📗(۴)«تكريم الاولياء»، ص١۴١
📗بهائیان،نجفی، محمد باقر،ناشر: مشعر
محل و سال نشر: تهران - ایران ؛ ۱۳۸۳،ص۱۴۲
#نقدی_از_نظرگاه_تشیع
#نقد_بهائیت
💀
@bahaiyat💀