رضادلباختهتوشدهونتونستهتاالانبهت بگه
باشنیدن این جمله قلبم به شدت میزد طوری که کم مونده بود از قفسه سینه م بزنه بیرون💜
با تعجب گفتم:یعنی رضا.......
میدونم شوکه شدی ولی مجبور شدم بهت بگم یک سالی میشه که از عشقت میسوزه 🔥❤️
از خجالت داشتم میمردم.افتادم به تته پته .اگه اجازه میدید ازحضورتون مرخص شم.
به محض اینکه از اتاق بیرون اومدم با رضا چشم توچشم شدم از خجالتسرمو پایین انداختم و سریع راه افتادم اکثردخترای دانشگاه ازش خوششون میومدولیاینهمهمدترضادلشفقطبامن بوده...
https://eitaa.com/joinchat/2465464369C78291d6a5c
#حراستدانشگاهازدخترهبراپسرشخاستگاریکرد