💠خواب و بیدار
🔻ماه رمضون بود. سید برخلاف هر پنجشنبه سفری نرفته بود. ساعت ۹ نشده بود که از اتاق بیرون اومد و به منشی گفت: من میرم محله هرندی.
🔸منشی با تعجب پرسید: برای خرید میرید؟
🔹سید ابراهیم با ناراحتی جواب داد: توی ساعت کاری دنبال خرید برم؟
▫️محله هرندی مثل هرروز شلوغ بود. مردم با دیدن رئیس جمهور چشماشون رو می مالوندن.
▪️پیرمردی از وسط جمعیت گفت: حتی اگه مشکل ما رو هم حل نکنی، بازم دمت گرم مه اومدی تا ما از نزدیک یه مسئول رو ببینیم.
🔸
https://btid.org/fa/koodak
📎
#طلبه_شهید
📎
#طلبه_خدمتگزار
📎
#رئیسی
📎
#سید_شهیدان_خدمت
🔰 معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزههای علمیه
@banketolidat