بسم رب الشهدا و الصدیقین
شهیده حدیقه مردوخی
در سال 1365 ازدواج کرد که ثمره آن یک فرزند پسر است. شدت گرفتن جنگ تحمیلی و حملات مکرر و مداوم رژیم بعث عراق به مناطق مختلف شهر مریوان، موجب شد که این خانواده نوپا در مدت یک سال و نیم که از زندگی مشترکشان می گذشت، هر چند ماه در یک منطقه ساکن شوند؛ مدتی در مریوان بودند و بعد از آن راهی نیکجه شدند، سپس در شهر اورامان استقرار یافتند و در نهایت رهسپار روستای قلعه جی شدند.
زمانی که بانو حدیقه خود را برای جشن سال نو و تعطیلات عید آماده می کرد، رژیم بعث عراق با حمله شیمیایی به روستای قلعه جی، عید آنان را به عزا تبدیل کرد؛ در روز بیست و هشتم اسفندماه سال 1366 مردم بی دفاع این روستا، هدف گازهای شیمیایی اهدایی استکبار جهانی به صدام ملعون قرار گرفتند و تعداد زیادی از زنان و کودکان آن آسمانی شدند.
بانو حدیقه به دلیل عشق و علاقه ای که به فرزندش داشت، در گیر و دار انفجارهای پی در پی، فرزندش را در آغوش می گیرد و از روستا خارج می شود و راه روستای بوریدر را در پیش می گیرد، غافل از اینکه به شدت آسیب دیده است. وقتی به روستا بوریدر می رسد علی رغم وخامت وضعش، برای اینکه خانواده اش را ناراحت نکند چیزی به آن ها نمی گوید، اما شدت جراحات وارده در نیمه های شب عرصه را بر بانو حدیقه تنگ می کند، به همین دلیل والدینش را مطلع می سازد. والدینش مقدمات انتقال او را به بیمارستان را فراهم می کنند ولی دست تقدیر این اجازه را نمی دهد و بانو حدیقه نیز همچون ده ها گل دیگر در بوستان پایداری و مقاومت پرپر می شود و به مهمانی خوان پر تنعم الهی می رود.
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه ای
برای سلامتی و ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شادی ارواح طیبه شهدا و روح مطهر امام راحل ره و سلامتی مقام معظم رهبری صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم