بنابراین، نظر طبّ قدیم آن است که هیکل هر فرد باید متناسب با وضعیت مزاجی او باشد و حدّ میانه – و طبیعتاً چاقی و لاغری – او نیز بر همین اساس تعریف می شود؛ بنابراین یک آدم دموی درشت هیکل – که هیکل او به طور عام و در همه جا درشت است – در همان هیکل درشتش جذّاب و دوست داشتنی و در عین حال سالم است و نیازی به رژیم لاغری ندارد؛ همان طور که آدم سوداوی با هیکل جرّه و ریزه میزه اش هم آدمی سالم و طبیعی است و نیاز به لاغر شدن ندارد. حال این نظریه مترقّی را مقایسه کنید با نظرات غیر قابل انعطاف طبّ جدید که حاصل آن صرف این همه هزینه در دنیا برای چاق کردن لاغرها و لاغر کردن چاق ها است که صد البته اکثراً منجر به بروز انواع عوارض و مشکلات برای این افراد می شود و از همه مهمتر ایجاد دغدغه و ناراحتی های فکری و روحی و احساسات نامطلوب برای بسیاری از آدم هایی که اساساً سالم هستند و نیاز به هیچ گونه رژیم چاقی و لاغری ندارند. جالب این جاست که در مباحث روانشناسی، این موضوع، یعنی رابطه تیپ های شخصیتی و هیکل افراد، مساله ای پذیرفته شده است؛ امّا از آن جا که در طبّ جدید، هر تخصّصی ساز خودش را کوک می کند، نباید انتظار داشت که متخصّصین تغذیه به این یافته ها توجّه چندانی بکنند.
http://eitaa.com/joinchat/597950468C427dfe2187
○طب برتر