بسیج دانشجویی پردیس فاطمه‌ الزهراء (س) اصفهان
💟 دوستان عزیزم، ما خیلی خوشحال میشیم که نظرات، سوالات، پیشنهادات و انتقادات شما راجع به #از_قجر_تا_ف
قسمت یازدهم تا اینجای کار تاریخ مشروطه رو یه نگاهی انداختیم، اما صرفِ خوندنِ تاریخ هیچی به آدم اضافه نمیکنه. هدفی که توی خوندن تاریخ باید دنبال بشه، نتیجه‌هاییه که باید بگیریم. توی این قسمت به زمینه‌های اختلاف در نهضت مشروطه توجه کردیم: ۱. کم رنگ شدن رهبری دینی⬅️ همونطور که روزای پیش گفتیم، استارت جریان مشروطه از ماجرای تحریم توتون و تنباکو خورد و علمای دینی جزو لیدرهای اصلی نهضت بودند. اما بین راه، محافل و انجمن‌های سرّی و غرب‌گرا و غیردینی، با رهبرتراشی‌های کاذب، نهضت رو به سمت اهداف خودشون بردند. ۲. نفوذ عناصر فرصت‌طلب در نهضت⬅️ توی مشروطه هم درست مثل هر انقلاب دیگه یه عده به امید قدرت و ثروت، وقتی که مطمئن شدند نهضت به نتیجه میرسه باهاش همراه شدند. و اومدن همین افراده که همیشه خواسته‌های اصلیِ جریان‌های مردمی رو کنار میزنه و نهضت رو از هدف اصلیش دور میکنه. ۳. نقش تخریبی انجمن‌های مخفی و گروه‌های سرّی و جریان‌های وابسته⬅️ تا زمانی که مردم توی صحنه بودند، جریان نهضت قدم‌هاش رو توی راه درست برمیداشت. اما از وقتی که احزاب سیاسی (مثلا اعتدال و دموکرات) سخنگوی مردم شدند، جریان نهضت منحرف شد. ضمن اینکه فعالیت وسیع انجمن‌های فراماسون، به خصوص لژ بیداری تاثیر مهمی داشت. اصلا هر جای کار که جریان استعمار نفوذ کرد به یه نهضت مردمی، باید فاتحه اون نهضت رو خوند. توی مشروطه هم این ورود، به شدت به جنبه ضدّ استعماریِ نهضت لطمه زد. که خب مسبب اصلیش هم مشروطه‌خواهانِ ساده‌لوح و بی‌تجربه‌ای بودند که به قر و غمزه بیگانه‌ها اعتماد کردند. ۴. کم رنگ کردن ارزش‌ها و اندیشه‌های دینی در قانون اساسی⬅️ مشروطیت با تلاش علما به پا شد و با ایمانِ مردم جلو رفت. ولی در مرحله‌ی بعدی که ساختن جامعه متناسب با شرایط مشروطه بود، غرب‌گراهایی کار رو در دست گرفتند، و نسخه‌هایی برای ایران پیچیدند که اصلا بهش نمیخورد. و خب متاسفانه از قدیم کسایی مسند روشن‌فکری رو به دوش میکشن که تاریکیِ تمدن غرب، نور عقلشون رو زایل کرده. جمله سنگین بود، تا چهارشنبه سکوت 😅 ________________ 🆔️ @basij_pfz_esf