«مجمع روحانیون» چگونه از «جامعه روحانیت» جدا شد؟
مجمع روحانیون مبارز تهران در سال ۱۳۶۶ از اشخاصی همچون کروبی، محتشمی پور، موسوی خویینی، هادی غفاری، صادق خلخالی، سید محمد خاتمی، موسوی لاری، سید هادی خامنه ای و ... تشکیل شد.
اینها در آغاز عضو «جامعه روحانیت مبارز تهران» به رهبری بزرگانی همچون مرحوم آیت الله مهدوی کنی، آیت الله خامنه ای، هاشمی رفسنجانی، امامی کاشانی و ... بودند اما از آن جدا شدند و یک تشکیلات جدید با عنوان «مجمع روحانیون مبارز تهران» تأسیس کردند. البته برای جدایی و تأسیس تشکیلات جدید، از امام خمینی(ره) نیز اجازه گرفتند.
شخصیتهای «مجمع روحانیون» گرچه در برخی رویکردهای سیاسی و اقتصادی با سران «جامعه روحانیت» اختلاف داشتند اما بهانه جدایی آنها از اختلاف بر سر اسامی لیست ۳۰ نفره کاندیداهای تهران برای مجلس سوم بروز کرد.
آنان خواهان درج اسم سید محمود دعایی و فخرالدین حجازی در فهرست انتخاباتی «جامعه روحانیت» بودند اما بزرگان جامعه روحانیت، افراد دیگری را بر این دو نفر ترجیح دادند. همین بهانه شد که مهدی کروبی مدعی شود «جامعه روحانیت از مسیر اصلی خود دست برداشته و کسانی را که سابقه چندانی در انقلاب ندارند، بر کسانی که کاملاً سابقه انقلابی و مبارزه دارند ترجیح داده است.»
اینها معتقد بودند سران جامعه روحانیت یعنی مرحوم آیت الله مهدوی کنی و آیت الله خامنه ای و هاشمی رفسنجانی و امامی کاشانی و انواری و ... در تنظیم لیست برای انتخابات تهران مرتکب تبعیض و بیعدالتی شده اند و به عناصر انقلابی بیاعتنایی کرده اند بنابراین لزومی ندارد ما همچنان در تشکیلات باقی بمانیم و بهتر است تشکیلات مستقل جدیدی تأسیس کنیم.
شخصیتهای مجمع روحانیون در دهه شصت، شعارهای تند ضدآمریکایی و تأکید بر اقتصاد دولتی (با توجیه عدالتگستری و توجه به مستضعفان) را مطرح میکردند و ارتباط خوبی هم با میرحسین موسوی داشتند.
بعضی از تندروهای آنها - نه همه آنها- میگفتند: مهدوی کنی، خامنه ای، هاشمی رفسنجانی و امامی کاشانی، پیرو «اسلام ناب محمدی» و «خط امام خمینی» نیستند بلکه به «اسلام آمریکایی» گرایش دارند و حامی منافع سرمایه دارها و ... هستند!!
برخی از همینها - نه همگی- در اوایل انقلاب، حتی به شهیدان بهشتی و مطهری هم چنین برچسبهایی میزدند.
سرانجام در سال ۶۷ یعنی در سالهای آخر عمر امام خمینی(ره)، «مجمع روحانیون» توانست نظر اکثریت مردم تهران را در انتخابات مجلس سوم به دست بیاورد و حضور «جامعه روحانیت» در مجلس را محدود کند. آنان موفق شده بودند مردم انقلابی را به این نتیجه برسانند که «مجمع روحانیون» به رهبری کروبی و موسوی خویینی ها و محتشمی پور و خاتمی و ...، انقلابی هستند ولی آیت الله مهدوی کنی و آیت الله خامنه ای و هاشمی رفسنجانی انقلابی نیستند بلکه هوادار سرمایه داری و عافیت طلب هستند که خود را قیّم و پدرخوانده مردم میدانند»!!
پیروزی لیست مجمع روحانیون در تهران موجب شد مدتی بعد، جایگاه ریاست مجلس سوم به مهدی کروبی برسد.
تجربه تاریخی نشان میدهد مردم انقلابی در برخی برهههای تاریخی دچار احساس دلزدگی از شخصیتهای توانمند و باسابقه میشوند. گویی جامعه از چهرههای تکراری خسته میشود و دنبال بهانه برای ارضای نیاز تنوع خواهی و تحول طلبی است. در چنین موقعیتهایی اگر یک جریان قوی با طرح شعارهای انقلابی تر و نیز با ابزار اتهامزنی بتواند چهرههای باسابقه را لجنمال کند، پیروزیاش در انتخابات قطعی است.
کسانی که در مجمع روحانیون در دهه شصت با اتهامزنی به شخصیتهای باسابقه در انقلاب توانستند مجلس سوم را به دست بیاورند، بعدها غالبا با ولایت فقیه مشکل پیدا کردند و مثلا در سال ۸۸ از فتنه حمایت کردند.
در واقع، کسانی که در اواخر عمر امام خمینی(ره)، به دیگران برچسب «انقلابی نبودن» و «اسلام آمریکایی» میزدند، حدود ۲۰ سال بعد در قالب جریان اصلاحات، در مقابل انقلاب ایستادند و با آمریکا همراه شدند.
گویی اتهامزنی ناجوانمردانه به شخصیتهای خدمتگزار، مانع از «عاقبت به خیری» شد.
#تاریخ_انقلاب #فتنه