✍ نقل است،سلطان محمود غزنوی که فشار زیادی به ابوالقاسم فردوسی جهت نوشتن شاهنامه وارد کرده بود بعلت ناکامی در وادار کردن ایشان به نوشتن شاهنامه دستور زندانی کردن ابوالقاسم فردوسی را صادر کرد، 🔻و بدستور ایشان فردی مجنون را که قبلا"چوپان بود را با فردوسی هم سلول کرده تا ایشان بیشتر اذیت شود، فردوسی که نمی خواست برای سلطان محمود مدیحه سرایی کند و از طرفی خود را دربند سلطان میدید رو به خداوند شروع به دعا ومناجات کرده و در بین مناجات دید هم سلولی اش به شدت ناله وزاری می کند، بصورتی که مشکلات خود را فراموش کرده و برای دلجویی نزد هم سلولی خود رفت و علت ناله و زاریش را جویا شد و منتظر شنیدن درد و دل مرد بود که ناگهان با شنیدن علت گریه و ناله هم سلولی چنان ناراحت شد که از جا برخاست و شروع به داد زدن و تقاضای دیدن سلطان را کرد و قول داد که تمام اوامر سلطان را انجام خواهد داد،و سلطان که نقشه اش گرفته بود دستور آزادی ابوالقاسم فردوسی را صادر و وی را مورد تکریم قرار داد، ✍آیا میخواهید بدانید علت آشفتگی فردوسی و اجابت اوامر سلطان چه بود، فردوسی که علت گریه و زاری مرد را جویا شده بود آن مرد رو به فردوسی کرده و گفت وقتی شما گریه می کردی چون ریش شما شبیه بز من بود یاد بز خود کرده و گریه ام گرفت، 🔺حال گوئیا قوه قضائیه با استفاده از تجارب سلطان محمود دیوانه ترین افراد روی زمین که داعشی ها هستند را برای هم بند شدن با مشایی انتخاب کرده اند تا آقای مشایی ببرد و دستان خود را به نشانه تسلیم بالا ببرد، 🌷🕊 ☫ @bazgashtaznimehraheitaa.com/bazgashtaznimehrah 👈ایتا