🔴 بخش چهارم از نامهی تحلیلیِ جمعی از مسئولین تشکلهای انقلابی و فعالین دانشگاهی و حوزوی کشور به مقام معظم رهبری
◀️4️⃣ تغییر جایگاه سه عنصر مردم، حکومت و دین، نقطهی کانونی پیدایش این وضع ناگوار
🔹و حوزه و دانشگاهمان که نشاط علمی و بالندگی و راهگشاییِ آنها امری اساسی و ضروری برای ساختِ آیندهای بهتر برای کشور است، اما اکنون به مراکزِ خمودهی پرورشِ تکنسین تبدیل شدهاند؛ مراکزی که تقریباً شاهد هیچ نشاط و تحرکِ جدیِ فکری و راهگشایی در آنها نیستیم و چشمههای جوشان فکر و تحول را نه تنها برنمیانگیزند که خاموش میکنند؛ نهادهای علمیای که وضعشان متناسب است با فضای سیاسی کلانی که در آن سوالاتِ جدیِ جامعه و بحرانهای موجود به رسمیت شناخته نمیشوند، و تفوقِ گفتمان ولایتمداری در این فضا موجب شده تا افکارِ اساساً مستقل با انگهای مختلف طرد گردند؛ فضایی که نتیجهی آن، عرصهی عمومیِ شخصیتکُشی شده که امروز بعد از چهل سال –و برخلافِ اولِ انقلاب- از شخصیتهای گفتمانسازی که توانایی گفتگو و اقناع مردم در جهت اهداف جمهوری اسلامی را داشته باشند خالی است.
🔻وضعیت نهادهای مذکور که حاکمیتمان را میتوان متشکل از آنها و نهاد رهبری دانست، نه تنها وضعی به شدت نگرانکننده و نامتناسب با چهل سالگی انقلابمان است، بلکه مقایسهشان با وضعیت و رویکردها و راستای کلی حرکتشان در اوایل انقلاب نیز از عقبگردی جدی حکایت میکند.
🔻البته در کلیهی این نهادها افراد پاک و خدوم و ارزشمندی وجود دارند که با تعهد دینی و ملی به انجام وظائف محولهشان میپردازند، اما جهتگیریهای کلی کشور، رویکردهای کلانِ غیرمردمی و بعضاً ضدمردمی، تن ندادن به فرایندهای صحیح و مردمیِ انتخاب و ارتقا، روالها و فرهنگهای حاکمیتیِ غلط، و اختصاص یافتنِ مناصبِ مهم و کلیدی به افراد ناشایست، موجب شده است که ارادهی آن افراد خدوم –که البته روز به روز هم بیشتر به حاشیه رانده میشوند- تعیینکنندهی خروجیِ نهاییِ نهادها نباشد و حرکت کلیِ نهادهای حاکمیتی در مجموع در جهتی خلافِ جهتِ فلسفهی وجودی تشکیلشان قرار گیرد.
🔻نقطهی کانونیِ پیدایشِ این وضعِ ناراحتکننده و فاصلهی روزافزون آن از آرمانها را باید در تغییر نگاه به «مردم» و «حکومتِ»«دینی» و نسبت میان آنها جُست؛ سه عنصرِ اساسیای که امروز وضعیتِ وارونهای یافتهاند.
🔹«مردم»ی که انقلاب ما قرار بود آنها را در جایگاهِ ولینعمتیِ حاکمان بنشاند و با شکوفایی استعدادهاشان مسیر تعالی کشور و مردم را هموار کند، اما امروز توسط حاکمان به عنوانِ طرفِ مقابل و یک تهدید تلقی شده و تلاش میگردد با رسانههای انبوه و عملیاتهای روانی، اذهان ایشان مهندسی شود، و با شیوههای مختلفِ نرم و سخت، کنترل و محدود شده یا ارادهشان سرکوب و تحقیر گردیده و از صحنهی اثرگذاری حذف شوند.
🔹 «حکومت» و مناصبی که قرار بود ابزاری برای خدمتگزاری به خلق باشند، و امروز تقریباً به طور فراگیری دکانی برای خدمتگزاری به منافع حاکمان شدهاند.
🔹 و پسوند «دینی» و «اسلامی» ای که قرار بود ضامنِ حرکتِ حکومت در مسیر خیر و صلاح عمومی باشد، و امروز خود به عاملِ اصلیِ تبعیض و برتری، و نقدناپذیری و ایجاد حاشیهی امن برای مسئولین تبدیل شده است.
🔻در این شرایط، نمیتوان صِرفِ برگزاری انتخابات در کشور را نشانگرِ تحققِ مردمسالاری و مردمی بودن حکومت دانست. چه بسا کشورهایی که در آنها برای ادارهی بخشی یا حتی همهی حاکمیت، به طور مداوم انتخابات -به معنای نامزد شدن تعدادی از افراد و فرایند ریختن رأی به صندوقها- صورت میگیرد، اما کسی آنها را مردمسالار نمیداند.
🔻شرکت تعداد زیادی از مردم در یک انتخابات نیز وقتی در یک دوگانهی اجباری و به شکلِ سلبی و تنها از ترس رأی آوردنِ رقیب و بدتر شدن وضع باشد، نمیتواند حکایتگرِ مردمی بودن و رضایت عمومی از حکومت باشد. تنها در صورتی که سازوکارهای کلانِ ادارهی یک کشور به گونهای باشد که ارادهی واقعی مردم در آن کشور حاکم گردد و حاکمان در موقعیت خدمتگزار و مجریِ خواستِ مردم و از مردم و در میان مردم باشند و گوشِ شنوایِ دغدغههاشان و دردمندِ حل مشکلاتشان، مردمسالاری را میتوان محقق دانست و امید داشت که عدالت و آزادی و استقلالِ واقعی -که همگی محتاجِ اعتمادِ عمومی و پشتوانهی مردمی اند- نیز محقق گردند.
🌷🕊
☫
@bazgashtaznimehrah
☫
eitaa.com/bazgashtaznimehrah 👈ایتا
👇ادامه در بخش بعد