🔴 مقاله مهم اندیشکده صهیونیستی: تغییر استراتژی اسرائیل برای مقابله با استراتژی نابودی اسرائیل در کمتر از 25 سال آینده توسط ایران
🔺بخش سوم
"دفاع فعال": رهنمودهایی برای استراتژی امنیتی اسرائیل
▪️استراتژی اسرائیل مستلزم اقدامی است که روندهای خطرناکی را که می توانند امنیت ملی را تهدید کنند، خنثی کند. این واقعیت که استراتژی اسرائیل تدافعی است، به معنای منفعل بودن آن نیست. برعکس: زمانی که دشمن شیعه مصمم است امنیت اسرائیل را از بین ببرد، اسرائیل باید رویکردی فعالانه برای خنثی کردن نقشه های رژیم ایران اتخاذ کند.
▪️بررسی رفتار اسرائیل در 15 سال گذشته نشان می دهد، نیروهای محور ایران در لبنان، نوار غزه و سوریه همچنان به قدرت می رسند. با افزایش قدرت نظامی آنها، نفوذ آنها نیز افزایش می یابد - حزب الله در لبنان و حماس در سرزمین های فلسطینی و حتی در میان اعراب اسرائیل. این توسعه کاملاً با استراتژی کلی ایران همسو است.
▪️سالهای اخیر نشان داده است که استفاده از نیروی اسرائیل حتی اگر پیشرفت پروژه ایران را کند کرده باشد، نتوانسته است نیروهای نیابتی محور ایران را از مسیر خارج کند و این مستلزم پرداختن به چند سؤال اساسی است که در حال حاضر در گفتمان اسرائیل وجود ندارد. در مورد امنیت ملی عمده ترین آنها این است: اسرائیل چگونه می خواهد مشکلات ناشی از محور شیعه را حل کند؟ اهداف استراتژی اسرائیل چیست و اسرائیل چگونه برای تحقق آنها تلاش می کند؟ برخلاف تصور رایج، ساعت راهبردی به نفع اسرائیل نمیچرخد.
▪️عزم ایران به اسرائیل این امکان را می دهد که بین یک ابتکار راهبردی علیه دشمنانی که هنوز ضعیف تر از دولت هستند و یک استراتژی منفعلانه که می تواند در آینده ای نسبتاً نزدیک به جنگ با ایران، حزب الله، سوریه و حماس منجر شود، که با هم دارای نیروی متعارفی هستند، انتخاب کند. بنابراین، انتخاب استراتژیک بین پذیرش توسعه یک تهدید فزاینده و تلاش برای تغییر جهت آن با استفاده از یک استراتژی امنیتی فعال است.
▪️برای تبدیل این موضوع به عمل، اسرائیل باید از رویکرد «مدیریت درگیری» که در سالهای اخیر حوزه امنیت را مشخص کرده است، به رویکردی که هدف آن تضعیف استراتژی ایران است، یعنی مبادله رویکرد تدافعی که توسط ایران ارائه میشود، گذار کند. هدف صرفاً به حداقل رساندن خسارات ناشی از تجاوزات محور شیعه نیست، بلکه استفاده از هر فرصتی برای گرفتن خسارت سنگین از دشمن، عقبنشینی از تواناییها و دور نگه داشتن آن از دستیابی به اهدافش است.
▪️هدف این استراتژی، خنثی کردن ایران است: در کوتاه مدت، جلوگیری از رشد و گسترش نفوذ آن، و در دراز مدت، منصرف کردن ایرانیان از تعقیب جاه طلبی های سلطه جویانه خود. دستیابی به این هدف مستلزم توسعه و استفاده از تمامی ابزارهای امنیت ملی اسرائیل است: تقویت اتحادهای منطقه ای اسرائیل با کشورهای میانه رو سنی. تقویت حاکمیت در میان شهروندان عرب اسرائیل؛ و حفظ هماهنگی راهبردی نزدیک با کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده. همچنین مستلزم توسعه و استفاده از تمام ابزارهای نظامی از جمله مانورهای زمینی است. تحلیل زیر در درجه اول بر جنبه های نظامی متمرکز است.
استراتژی غیر مستقیم نظامی
▪️استراتژی متعارف اسرائیل مبتنی بر رویکرد مستقیم است. معتقد است که لازم است "سر مار را برید". برای انجام این کار، اسرائیل منابع عظیمی را برای نیروی هوایی و قابلیت های اطلاعاتی خود هدایت می کند که برای مقابله با "حلقه سوم" ضروری است. با این حال، انجام این کار، اسرائیل را در مقابل حلقه اول (دشمنان واقع در مرزهای اسرائیل) که مبتنی بر توانایی عملیاتی نیروی زمینی است، تضعیف می کند. و با توسعه این روندها، توانایی ایران در بازدارندگی اسرائیل از اقدام، هم در رابطه با موضوع هسته ای و هم با توجه به پایگاه های عملیاتی ایران که در حلقه اول قرار دارند، موثرتر می شود. این وضعیت باید کاملاً تغییر کند.
▪️استراتژی ایران متکی بر نیروهای محور شیعه مستقر در مرزهای اسرائیل در لبنان و سوریه و استفاده از متحدان و نیابت هایش در غزه است. کارکرد آنها دو چیز است: در حال حاضر اسرائیل را از حمله به پروژه هسته ای باز می دارند و در آینده به عنوان ابزاری خواهند بود که ایران با آن قصد حمله به اسرائیل را دارد. هر چه قدرت آنها بیشتر شود، استراتژی ایران موثرتر می شود.
▪️روی دیگر سکه این واقعیت است که پایگاههای پیشروی ایران در مرزهای اسرائیل کاملاً به استراتژی ایران وابسته است. این دقیقاً کلید اصلی پاشنه آشیل ایران است. تضعیف استراتژی رژیم ایران مستلزم آن است که اسرائیل به پایگاههای پیشروی ایران در دایره اول با قدرت و فرکانس کافی حمله کند تا از توانایی پایگاهها برای سازماندهی مجدد و بازسازی پیشی گیرد تا برای همیشه تضعیف شوند.
👈 ادامه دارد...
🇮🇷بدون مرز
@bedonemarz
@bedonemarz