روایتهای شما از جشن ولادت اماممهربانیها
رفاقت ما با امامرضا برمیگرده به ۱۵، ۱۶ سال پیش. زمانیکه چندتا خانم جوان تصمیم گرفتند عطر دلانگیز نسیم حرم روی چادرشون رو با بقیهی دخترهای شهر تقسیم کنند.
تو همهی این سالها هیچ کس پشتمون نبود، نه تنها هیچ بودجه و نهادی کمک حال فعالیتهای فرهنگیمون نشد، خیلی وقتها هم جلومون گرفتند. گفتند؛ بیکارید! شما چیکار به کار دخترها دارید؟!
اما ما نمک امامرضا رو خورده بودیم، ما خون غیرت شهید عبدی و شهید علی خلیلی رو دیده بودیم.
حالا امامرضایی کردن همهی دخترهای شهر شکر نعمت کبوتر حرم شدنمون بود.
فتح کوچهبه کوچه شهر شعارمون بود، شعاری که فقط شعار نموند. تو ۲۲ منطقه تهران و کرج کانون زدیم و هر هفته صدها دختر نوجوان رو پایکار امامرضا میکشاندیم.
یا رضا گفتیم و هر بار که زمین خوردیم دوباره آقا دستمون گرفت و بلند شدیم.
امشب که با هر پوششی با هر ظاهری دخترهای شهر امامرضا رو در جشن ولادتشون صدا میزدند.
امشب که دیدم پرچم امامرضای دم در رو دخترها میبوسیدند.
امشب که بچههای کوچولوی همون دخترهای دیروز بهشت برای امام رضا شعر خوندن با خودم گفتم این دویدنها رو هیچکس هم نبینه امام رضا میبینه.
تمام خستگی یک سالمون با دیدن جمع دخترهایی که میان تولد امامرضا درمیره.
خداروشکر همون امامرضایی که داشتیم داریم.
خداروشکر که هنوزم خادم بهشت امامرضایم.
📒شما هم از حال و هوای امشب بهمون بگید.
#پیام_های_شما
#امام_رضا
#موسسه_فرهنگی_تربیتی_دختران_بهشت_ثامن_الائمه
🆔
@beheshtesamen