هدایت شده از میم صاد
هنگامی که یار باوفای ایشان «زید بن صوحان» زخمی روی زمین افتاده بود، مولا بالای سرش رسید، و فرمود: رحمت خدا بر تو که کمترین زحمت را برای ما داشتی و بزرگترین خدمت و یاری را به ما نثار کردی... زید، سرش را بلند کرد و گفت: یا امیر المومنین؛ به خدا سوگند! نمی‌خواستم از کسانی باشم که تو را تنها گذاشتند و به یاری تو نشتافتند؛ زیرا اگر تو را تنها می‌گذاشتم خدا مرا تنها می‌گذاشت و خوارم می‌کرد... 📚الطرائف ج١ ص١٠٣ ⬅️ بفرست برای اهلش 🆔 https://eitaa.com/joinchat/3861905430C65cc00f866