🔴 💠 بخش‌هایی از یک شعر زیبای مرحوم حضرت استاد اسدالله داستانی بِنیسی ـ رضوان الله تعالی علیه. ـ‌ دربارۀ ـ سلام الله تعالی علیها. ـ : 🔸... گشته است شادْ قلب نبی از تولّدش 🔸نامی که حق به دختر او داده، «کوثر» است (نبی: پیامبر که مقصود، حضرت محمّد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم. ـ است. حق: از نام‌های خداوند والا.) 🔹او «طاهره» است، و «فاطمه»اش خوانْد مصطفی 🔹گفتا که دختر است و به من جای مادر است (طاهره: پاک. فاطمه: جداکننده که مقصود، جداکنندۀ دوستدارانش از عذاب در آخرت است.) 🔸او جلوۀ حیا است و او نور کِبریا است 🔸او همسر علی است، ورا یار و یاور است (کبریا: خداوند والا. ورا (وِرا، وَرا، وُرا): مخفّف «او را»، برای او.) 🔹آمد به مسجدِ پدر و دید مرتضی 🔹بنشسته دست‌بسته و، کافِر به مِنبر است (به: به روی.) 🔸ـ دُخت رسول خواست که نفرین کند ز دل 🔸گفتا علی که فاطمه‌جان! این مقدّر است (دخت: دختر. مقدّر: تقدیرشده، مقرّرشده.) 🔹تقدیر حقْ هر آنچه به من آورَد، خوش است 🔹فرمان بَرَم اگر ز خداوند، خوش‌تر است ((برم: ببرم. ز: از.) 🔸مانَد حساب جملۀ این‌ها به آخرت 🔸آن روز،‌ روز پاسخ اعمال و کیفر است (ماند: بماند. جمله: همه. کیفر: جزا.) 🔹کار «بِنیسی» است تبرّی در این جهان 🔹معروف اگر که هست، همان نهی منکر است (تبرّی: بیزاری‌جستن، دوری‌کردن. معروف: کار نیک. نهی منکر: نهی از منکر، بازداشتن از کار بد.) 📖 محبوبۀ یکتا (مجموعه‌اشعار فاطمی حضرت استاد بنیسی)، ص ۲۴ و ۲۵. @benisiha_ir