این اقتدار ما ز شهیدان فاطمه‌ست..... ﷽ "روضه ای با حافظ" سيلی آن روز به رويت چه غريبانه زدند «آتش آن بود که در خرمن پروانه زدند» يک کبوتر وسط شعله تقلا مي‌کرد «جرمش اين بود که اسرار هويدا می کرد» رسم اين است که پروانه در آتش باشد «عاشقی شیوه ی رندان بلا کش باشد» با گل و غنچه تو ديدی در و ديوار چه کرد؟ «ديدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد» کمر سرو در اين کوچه کمان خواهد شد «چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد» آه! هجده گل از آن باغ نچيديم و برفت «بار بربست و به گردش نرسيديم و برفت» عمر کوتاه تو گنجايش دنيا را بس «وين اشارت ز جهان گذران ما را بس» خانه دوست کجا؟ صحن سپيدار کجاست؟ «ای نسيم سحر آرامگه يار کجاست؟» @bisimchi10