وقتی که غزل نیست شفای دل خسته
دیگر چه نشینم به پشت در بسته؟
رفتند چه دلگیر و گذشتند چه جانسوز
آن سینهزنان حرمش دسته به دسته
میگویم و میدانم از این کوچه تاریک
راهیست به سرمنزل دلهای شکسته
در روز جزا جرئت برخواستنش نیست
پایی که به آن زخم عبوری ننشسته
قسمت نشود روی مزارم بگذارند
سنگی که گل لاله به آن نقش نبسته
@bicimchi1