بـوی محـرم
همینجا مادرم صدا زد بنیّ بنیّ، همینجا منِ زینب ایستاده بودم یه وقت آسمان تیره و تار شد💔🥀 “اعوذ بالل
خودم دیدم،خودم دیدم،پیراهن یوسف منو بردند،همینجا😞🥀 صدای شیونی آمد که جان عالم سوخت صدای شیون خواهر،برادرم بزخیز😭🥀💔 (حسینم خسته آمدم،مو سفید آمدم،شرمنده آمدم،خرابه ی شام یادگارت رو جا گذاشتن…】