تحول از درون یا بیرون؟ یکی از عوامل سکون و کم تحرکی، طولانی بودن برخی از مدیریت ها است. طولانی بودن غیر متعارف برخی از مدیریت ها، موجب شکل گرفتن حلقه های میانی هم عهد می شود که در نهایت منتهی به محافظه کاری و عدم حرکت می شود. ما در عالم وجود، بالاتر از امام عصر عج، نداریم که در بیان فلسفه غیبت آن عزیز، فرمودند: برای اینکه بیعتی از کسی بر دوش او نباشد. به نظر می رسد، حضور طولانی مدت به صورت طبیعی باعث برخی از ائتلاف ها، پیمانها، رفاقتها و... می شود که در نهایت موجب یک نوع بن بست و انسداد چرخش نخبگانی می شود. چند سالی است که برخی از بخش های نیمه راکد و کم تحرک در کشور مانند(آموزش و پرورش، خودروسازان، قوه قضائیه و..) این ایده را تقویت می کنند که باید کسی بر رأس مجموعه باشد که از خود مجموعه باشد و بر همه امور احاطه داشته باشد و مجموعه را بفهمد، در حالیکه تحول‌؛ اصولا از بیرون می آید و نه لزوماً از درون. بر همین اساس، به تعبیر یکی از فیلسوفان علم: تحول و انقلاب؛ نوعاً توسط کسانی صورت می گیرد که گرفتار ساختارها و وضع موجود نشده اند که همه چیز را طبیعی بدانند، بلکه مدیران تحول، از بیرون نگاه می کنند و بر نقاط ضعف و قوت احاطه دارند. به عنوان مثال؛ مجموعه دو شرکت خودرو ساز کشور را که در نظر بگیریم، خواهیم دید که در چرخش مدیران، اصلاً تحولی صورت نمی گیرد و بلکه همان افراد، همان سیاست ها و همان مجموعه ها، در حال جابجا شدن و در مواردی، نفوذ برنامه ریزی شده در وزارت صمت و سایر مجموعه های سیاست گذار در بحث خودرو، هستند لذا، به جای اینکه جریان تحول تقویت شود، جریان مافیا، تقویت می شود. بنابر این لازم است یک نگاه انقلابی، علمی و تحولی به مجموعه های کم تحرک و بعضاً زیان ده بشود تا نظام و انقلاب، بیش از این، هزینه پرداخت نکند. محمد علی خسروی، استاد حوزه علمیه یزد و مدرس روشنگری استان